ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤١٧ - باب صفت نفاق و منافق
استسلام (خود باختگى) و آن فرموده خدا عز و جل است (٥٥ سوره نجم): «به كدام از نعمتهاى پروردگارت سر ستيزهجوئى دارى؟».
در روايت دگر است كه (شكّ) بر مريه است و هراس از حق و تردد استسلام در برابر جهل و اهل آن، هر كه از آنچه در پيش او است بهراسد، به دنبال سر برتابد، و هر كه در ديانت ستيزهجو باشد، در شك بچرخد و پيشتازان بر او سبقت جويند و ديگران او را دريابند و لگدمال شياطين گردد و هر كه دل بر هلاكت دنيا و آخرت نهد، در اين ميان به هلاكت رسد، و هر كه از آن رهائى يابد، از فضل يقين باشد، و خدا چيزى كمتر از يقين نيافريده است.
و شبهه بر چهار پره است: خوش آمد از آرايش و خود آرائى و كج منشى و كج كشى و در آميختن حق و باطل، و اين براى آن است كه آرايش جلوگير بينه و وسيله كشف حقيقت است، و خود آرائى مايه افتادن در شهوت است، كجى صاحب خود را بسيار منحرف سازد، و آميختن حق به باطل امواج ظلمتى است كه بر همديگر بر آمدهاند، اين است كفر و ستونها و پرههاى آن.
باب صفت نفاق و منافق
١- فرمود (امير المؤمنين (ع): نفاق بر چهار ستون قرار دارد:
بر هوسرانى و سهل انگارى و كينهتوزى و طمعورزى.
هوس رانى بر چهار پره است: بر ستم و دست اندازى و