ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٠٧ - باب قطع رحم
از (حالقه) بپرهيزيد، زيرا كه مردم را به مرگ مىكشاند، گفتم: حالقه چيست؟ فرمود: قطع رحم است.
٣- يكى از اصحاب ما گويد: به امام صادق (ع) گفتم:
برادران و عموزادگانم در خانه به من سخت گرفتند و آن را به من تنگ كردند تا مرا به يك اطاق در آن خانه پناهنده كردهاند و اگر اقدام كنم (اگر شما سخن گوئيد خ ل) هر چه در دست آنها است بستانم. گويد: در پاسخم فرمود: صبر كن، زيرا خدا براى تو گشايشى فراهم كند، گويد: برگشتم و در سال [صد] سى و يك وبائى آمد و به خداوند سوگند، همه مردند و يكى از آنها نماند، گويد: من مسافرت كردم و چون خدمت آن حضرت رسيدم فرمود:
حال خاندانت چطور است؟ گفتم: هر آينه به خداوند همه آنها مردند و كسى از آنها زنده نمانده است، فرمود: آن براى اين است كه با تو بد كردند و حق تو را نشناختند، تو از قطع رحم آنها بپرهيز، همه نابود شدند، تو دوست داشتى كه زنده باشند و به تو تنگ بگيرند؟
گفتم: آرى به خدا.
٤- از امام باقر (ع) كه در كتاب على (ع) است كه سه خصلت باشند هر كه داراى آنها باشد، نميرد تا بد عاقبتى آنها را ببيند: شورش و ستمگرى، قطع رحم و قسم دروغ كه بدان با خدا مبارزه و هم نبردى مىشود، و به راستى طاعتى كه زودتر ثوابش عايد مىشود، صله رحم است، و راستى كه مردمى نابكارند و با هم صله رحم كنند و اموالشان فراوان شود و ثروتمند گردند و به راستى كه