ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٩٥ - باب دروغ
بد دل مىشود، و تو به او بر مىخورى و به او مىگوئى از فلانى شنيدم كه در باره تو چنين و چنان خوبى مىگفت و تمجيد مىكرد، بر خلاف آنچه شنيدى.
١٧- از حسن صيقل، گويد: به امام صادق (ع) گفتم:
راستى ما از امام باقر (ع) روايتى داريم در باره گفتار يوسف (ع) كه: «أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ: «اى كاروان هر آينه شما دزد هستيد»، در پاسخ فرمود: به خدا دزدى نكردند، يوسف هم دروغ نگفت، ابراهيم (ع) فرمود: «بلكه بزرگ آنان اين كار را كرده بپرسيد از آنها اگر كه مىتوانستند سخن بگويند» امام (ع) فرمود: به خدا آنها نكرده بودند و ابراهيم (ع) هم دروغ نگفت، امام صادق (ع) فرمود: اى صيقل! نزد شما در توجيه اين آيه چيست؟ گويد: گفتم: نزد ما جز تسليم در آن نيست، گويد: فرمود: راستى خدا دو چيز را دوست دارد و دو چيز را دشمن دارد، دوست دارد مردان بزرگمنشانه را در ميان دو صف (قشون اسلام و قشون كفر) و دوست دارد دروغ را در مقام اصلاح (ميان دو برادر دينى) و دشمن دارد گام زدن بزرگمنشانه را در ميان جادهها (و خيابانها) و دشمن دارد دروغ گفتن را در غير مورد اصلاح، به راستى ابراهيم (ع) گفت: «بلكه بزرگشان اين كار را كرده است» به قصد اصلاح (حال گمراهى بت پرستان و حفظ جان خود) و استدلال بر اينكه بتها كارى نمىكنند و نمىتوانند كرد، و يوسف (ع) هم به قصد اصلاح (حال پدر و برادران خود) فرمود (به راستى شماها دزد هستيد).
١٨- از عيسى بن حسّان، گويد: شنيدم امام صادق (ع) مىفرمود: از هر دروغى باز پرسى شود يك روزى، جز از سه كس: