ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٥٥ - باب بىشرمى
نيستى، عرض كرد: قربانت، مادرش زنى سنديّه و مشركه است، فرمود: نمىدانى كه هر ملّتى دستور ازدواجى براى خود دارند، از من دور شو، گويد: من ديگر نديدم آن مرد به همراه امام راه برود تا آنكه مرگ ميان آنها جدائى انداخت.
در روايت ديگر است كه: براى هر امّتى نكاح و ازدواجى است كه به وسيله آن از زنا خوددارى كنند.
٦- رسول خدا (ص) فرمود:
راستى اگر دشنام مجسّم شود، نمونه بدى باشد.
٧- از امام صادق (ع)، فرمود:
در بنى اسرائيل مردى بود و تا سه سال پيوسته به درگاه خدا دعا كرد كه به او پسرى روزى كند و چون ديد كه خدا خواهش او را بر نياورد عرض كرد: پروردگارا! من از تو دورم و سخن مرا نمىشنوى يا به تو نزديكم و به من پاسخ نمىدهى؟ گويندهاى در خواب نزد او آمد و به او گفت: راستى تو سه سال است كه خدا را با زبانى هرزه و دلى سركش و ناپرهيزگار و نيّتى نادرست مىخوانى، بايد از هرزه دارائى خود ببرى و دلت پرهيزكار گردد و نيّتت درست شود، گويد: آن مرد چنين كرد و سپس به درگاه خدا دعا كرد و پسرى براى او زائيده شد.
٨- از امام صادق (ع) كه رسول خدا (ص) فرمود:
از بدترين بندههاى خدا كسى است كه براى هرزه گوئى وى،