ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٢٧ - باب عجب و خود بينى
٤- از امام صادق (ع)، فرمود:
به راستى مردى گناه مىكند و پشيمان مىشود از آن، و كار خيرى مىكند و از آن شاد مىشود، و از آن حالِ ندامت و پشيمانى دور مىافتد و اگر بر همان حالِ پشيمانى باشد، بهتر است برايش از اين حالى كه پيدا كرده است.
٥- فرمود (ع): يك مردِ عالمى نزد عابدى آمد و به او گفت:
چطور نماز مىخوانى؟ در پاسخش گفت: از چون منى پرسند كه چطور نماز مىخوانى؟ من از آغاز چنين و چنان خدا را عبادت مىكنم، گفت: چگونه است گريه تو؟ گفت: به اندازهاى گريم كه اشكم روان شود. آن عالم گفت: به راستى اگر بخندى و از خدا ترسان باشى بهتر است كه گريه كنى و به خود ببالى، راستى هر كه بر خود ببالد، هيچ كردارى از او بالا نرود.
٦- از امام باقر يا امام صادق (ع) فرمود:
دو مرد به مسجد رفتند، يكى عابد بود و يكى فاسق، از مسجد بدر آمدند، آن فاسق مقام صدّيق داشت و آن عابد، فاسق بود؛ و اين براى آن است كه عابد به مسجد رود و به عبادتِ خود مىنازد و همه انديشهاش در اين است و فكر فاسق و بدكار دنبال پشيمانى از كارِ بد و توبه است و از خدا عز و جل در باره هر چه گناه كرده است آمرزش مىخواهد.
٧- از عبد الرحمن بن حجّاج، گويد: به امام صادق (ع) گفتم: مردى كارى مىكند و از آن ترسان و نگران است و سپس