ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٤٥ - باب گناهان كبيره
و خوردن مال يتيم به ناحق. فرمود: تعرّب و شرك يكى است (يعنى تعرّب با شرك يكى محسوب است و بنا بر اين مجموع كبائر هفت مىشود).
١٥- ابان از زياد كُناسى، گويد: امام صادق (ع) فرمود:
و آنكه چون پدرش او را بخواند (به جاى اجابت و اطاعت) به او لعن كند و او را دشنام دهد، و آنكه فرزند مطيع و فرمانبرِ خود را به ناحق بزند.
١٦- از اصبغ بن نباتة، گويد: مردى نزد امير المؤمنين (ع) آمد و گفت: اى امير المؤمنين! مردمى پندارند كه بنده تا ايمان دارد، زنا نكند، و دزدى نكند، و شراب ننوشد، و ربا نخورد، و خونِ محترم را نريزد. اين سخن بر من گران است و از آن دلتنگم كه چنين بنده همان نماز مرا مىخواند و همان دعاى مرا مىنمايد و با من زن وزن خواست مىكند و من هم با او زن وزن خواست مىكنم، و از من ارث مىبرد و من هم از او ارث مىبرم و به خاطر يك گناه اندكى كه بدان آلوده شده است، از ايمان بدر شده، امير المؤمنين (ع) در پاسخ گفت:
راست گفتى، من از رسول خدا (ص) شنيدم مىفرمود: دليل آن هم قرآن خدا است كه:
خدا عز و جل مردم را سه طبقه آفريده و آنها را در سه مرتبه جا داده است و اين همان فرموده خدا عز و جل است در قرآن: اصحاب ميمنه و اصحاب مشأمه و سابقون، و اما آنچه در باره سابقين فرمود، دلالت دارد كه آنان پيغمبرانِ مرسل و غير مرسلاند، و خدا در آنها ٥ روح نهاده است: روح القدس، روح ايمان، روح قوّت، روح شهوت، و روح بدن، و به وسيله روح القدس به پيغمبرى مبعوث شدند، مرسل