راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٦٩ - كتاب اخلاق امامان و آداب شيعه
فصل
در كشف الغمه آمده است چون معاويه، حجر بن عدى- رحمة الله عليه- و يارانش را به قتل رساند، در همان سال امام حسين عليه السّلام را ملاقات كرد و گفت: يا ابا عبد الله! آيا مطلع شدى با حجر و يارانش، شيعيان پدرت، چه كردم؟ فرمود: نه. گفت: آنها را كشتيم و كفن كرديم و بر جنازهشان نماز خوانديم، امام حسين عليه السّلام لبخندى زد و فرمود: اى معاويه اين گروه روز قيامت خصم تو خواهند بود. به خدا سوگند بدان و آگاه باش كه اگر ما چنان عملى را نسبت به پيروان تو مىكرديم نه آنها را كفن مىكرديم و نه بر ايشان نماز مىخوانديم! به من خبر دادند كه تو نسبت به [پدرم] ابو الحسن عليه السّلام جسارت مىورزى و بر ضدّ او دست به كارهايى مىزنى و از بنى هاشم عيبجويى مىكنى به خدا سوگند كه زهى براى كمان ديگران ساختهاى و بر هدف ديگران تيراندازى كردهاى و از جاى نزديك، به دشمنى ايشان دست يافتهاى، و از كسى پيروى كردهاى كه نه سابقه ايمان دارد و نه دورويى و نفاقش تازگى دارد. هرگز او به فكر تو نيست تو خود به فكر خودت باش، و او را ترك كن.- اشاره حضرت به عمرو بن عاص است-.«١٦٤»
انس مىگويد: خدمت امام حسين عليه السّلام بودم ناگاه كنيزى وارد شد و يك دسته ريحان تقديم كرد. حضرت فرمود: تو در راه خداى آزادى! عرض كردم: تقديم يك دسته ريحان آن قدر اهميّت نداشت كه او را آزاد كنى؟ فرمود: خداوند ما را چنين ادب آموخته است مىفرمايد: وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها«١٦٥» و بهتر از هديه وى آزاديش بود.«١٦٦»
روزى به برادرش حسن گفت: «دوست داشتم كه زبان تو مال من بود و قلب من از آن تو.»«١٦٧»
امام حسن عليه السّلام نامهاى به آن حضرت نوشت و بخشش او را به شاعران، مورد ملامت قرار داد، در پاسخ نوشت: تو بهتر از من مىدانى كه بهترين مال آن است كه آبرو را حفظ كند.«١٦٨»
خدا تو را يارى كند! حسن ادب امام عليه السّلام را در اين گفتار كه بهره كاملى از لطف، و
«١٦٤» انسان / ٩: (و مى گويند:) ما شما را براى خدا اطعام مى كنيم و هيچ پاداش و تشكرى از شما نمى خواهيم .
«١٦٥» قبيله ايشان از گذشته داراى جود و كرم بودند و پسران ايشان بعد از آنها بخشنده و كريمند. پس همه مردم در سخاوت و بخشندگى به منزله زمين هستند و ايشان هنگامى كه مردمان كريم را بررسى كنند، به منزله آسمانند. اگر انصاف دهند مى بينند كه همه آنان تنها از آدم بوده و زاييده تنها حواء مى باشند! (كنايه از اين كه ديگران هيچ برترى بر يكديگر ندارند، تنها امتياز از آن خاندان پيامبر (صلى اللّه عليه و اله ) است .) » م .
«١٦٦» كشف الغمه ، ص ١٨٠.
«١٦٧» كشف الغمه ، ص ١٨١.
«١٦٨» كشف الغمه ، ص ١٨٤.