راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٤٢ - كتاب اخلاق امامان و آداب شيعه
خدا مىفرمايد: أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ في جَنْبِ الله«٨٩» و منم دست گشاده الهى بر بندگانش به رحمت و مغفرت و منم باب حطه.«٩٠» هر كه مرا بشناسد و به حق من آشنا باشد خدا را شناخته است زيرا من جانشين پيامبر او در زمين و حجّت او بر خلايقم، جز منكر خدا و رسولش كسى منكر اين نيست.
از كتاب القائم فضل بن شاذان به اسناد خويش نقل كرده مىگويد:
امير المؤمنين عليه السّلام روى منبر كوفه فرمود: «همانا من حسابرس روز جزا و تقسيم كننده بهشت و دوزخم، هيچ كسى به آنها وارد نمىشود مگر در يكى از دو بخش قرار دارد، منم فاروق اكبر (بزرگترين جدا كننده بين حق و باطل) و دژى از آهن، دروازه ايمان، صاحب نشان و صاحب راه و روشها، منم صاحب پيدايش آغازين و برانگيخته شدن واپسين، صاحب حكم و حمله كننده به دشمن و دولت دولتها، منم پيشواى آيندگان و ادا كننده حقّ پيشينيان، كسى جز احمد صلى الله عليه و آله بر من تقدّم ندارد، تمامى فرشتگان، رسولان و روح پشت سرما است و همان سان كه چون از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخواستند، سخن مىگفت چون از من بخواهند، بر پايه سخن او، سخن مىگويم. به من هفت ويژگى دادهاند كه به هيچ كس پيش از من ندادهاند راه كتاب را مىشناسم، درها به روى من گشوده است، به علم انساب آگاهم جريان محاسبه، منايا و بلايا و وصايا و فصل خطاب را مىدانم و در ملكوت نگريستهام از اين رو هيچ چيز پنهانى، از من پوشيده نيست و چيزى از گذشتهها دور از علم من نمانده است. در روز گواهى گواهان كسى در آنچه گواه من است انباز من نمىباشد در حالى كه من گواه بر ايشانم و به دست من وعده الهى به هر كلمهاى پايان مىپذيرد و به وسيله من دين خدا كامل مىشود، منم آن نعمت الهى كه بر خلقش ارزانى داشته است. منم آن اسلامى كه خداى تعالى براى خود پسنديده است،
«٨٩» زمر / ٥٦: (اين دستورها به خاطر آن است كه ) مبادا كسى روز قيامت بگويد: افسوس بر من از كوتاهيهايى كه در اطاعت فرمان خدا كردم و (آيات او را) به سخريه گرفتم ! «كلمه جنب در آيه فوق به معنى قرب و همسايگى است همان طورى كه در جمله والصاحب بالجنب به معنى هم سفر آمده است كه نزديك و چسبيده به انسان است و در سخن امام (عليه السلام) نيز به همين معنى است به خاطر شدت قرب آن حضرت به خداى تعالى .
«٩٠» حطه در لغت به معنى ريزش و پايين آوردن است ، باب الحطّه ، نام يكى از درهاى بيت المقدس است : بنى اسرائيل ماءمور بودند تا هنگام ورود به آن ، دل و جان خود را با توبه واقعى كه در اين كلمه خلاصه شده از گناهان بشويند، در واقع شعار ايشان در هنگام ورود به بيت المقدس بود. » م .