راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٩٧ - معجزات و شواهد صدق آن حضرت
و به گروهى از اصحابش كه اجتماع كرده بودند، فرمود: «يكى از شما در آتش دوزخ دندانش مانند كوه احد مىباشد» همه آنها در راه درست از دنيا رفتند جز يكى كه مرتد كشته شد.«٢٨٠»
و به ديگر افراد آن گروه فرمود: «آخرين فرد شما به علّت افتادن در ميان آتش از دنيا مىرود»، آخرين فرد آنها ميان آتشى افتاد و در آن سوخت و مرد.«٢٨١»
دو درخت را طلبيد، آمدند و كنار هم قرار گرفتند و آنگاه دستور داد از هم جدا شدند.«٢٨٢»
پيامبر صلى الله عليه و آله نصارى را به مباهله خواند و آنها خوددارى كردند و خبر داد كه اگر مباهله مىكردند هلاك مىشدند، و آنها با توجه به درستى گفته پيامبر صلى الله عليه و آله خوددارى كردند.«٢٨٣»
عامر بن طفيل و اربد بن قيس كه دو تن از دلاوران و جنگجويان عرب بودند خدمت آن حضرت آمدند و قصد كشتن آن حضرت را داشتند و موفّق نشدند پيامبر صلى الله عليه و آله نفرين كرد، در نتيجه عامر وسيله غدّهاى از پا درآمد و اربد را صاعقهاى سوزاند.«٢٨٤»
آن حضرت خبر داد كه شخصا ابّى بن خلف جمحى عليه اللّعنه را مىكشد و در جنگ
«٢٨٠» عراقى گويد: اين داستان را دارقطنى در مؤ تلف و مختلف بدون سند از قول ابوهريره ضمن شرح حال رجال بن عنفره كه مرتد شد، نقل كرده است . رجال با جيم است اما عبدالغنى آن را با حاء بدون نقطه نوشته است و پيش از او واقدى و مداينى چنين ضبط كرده اند ولى اولى درست تر است چنانكه دارقطنى و ابن ماكولا نقل كرده اند، طبرانى از قول رافع بن خديج به دنبال آن اين عبارت را آورده : يكى از اينها در دوزخ است . در اين روايت واقدى از عبارت عبداللّه بن نوح نقل كرده كه روايت وى متبرك است .
«٢٨١» ابن عبدالبر در استيعاب ضمن شرح حال سمرة بن جندب آورده است : سمره از جمله حافظان احاديث بسيار از رسول خدا (صلى اللّه عليه و اله ) بوده است ، وفاتش در بصره زمان خلافت معاويه به سال ٥٨ اتفاق افتاد. در ديگ پر از آب داغ سقوط كرد؛ وى كه به كُزاز سختى مبتلا بود، ناگزير براى معالجه روى ديگ مى نشست ، پس ميان ديگ افتاد و مرد، اين دليل صدق گفتار رسول خدا (صلى اللّه عليه و اله ) است كه به او و ابوهريره و سومين فرد گفت : آخرين شما در آتش است .
«٢٨٢» اين حديث را دارمى ، در ج ١، ص ١٣ از سنن به نقل از ابن عباس آورده است و صفار نيز آن را در بصائر ص ٧١ نقل كرده است .
«٢٨٣» به فتوح البلدان بلاذرى ، ص ٧٥ و ٧٦ و به تفسير الدرالمنثور، ج ٢، ص ٣٨ مراجعه كنيد.
«٢٨٤» اين حديث را طبرانى در الكبير و الا وسط از قول ابن عباس » به طورى كه در المغنى آمده » نقل كرده است ، و در سعد السعود، ص ٢١٨ از تفسير كلبى و در مجمع طبرسى ، ج ٦، ص ٢٨٣ نظير آن نقل شده است .