راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٦٧ - در بيان اخلاق و آداب غذا خوردن آن حضرت
راستش بود مىداد«١٥٤» هر چند كه شخص سمت چپش مهمتر بود و به آن كه طرف راستش بود مىفرمود: سنّت بر اين است كه به تو بدهم، اگر تو خواستى به ايشان ايثار مىكنى.«١٥٥» ظرفى خدمتش آوردند كه عسل و شير داشت نخواست كه بنوشد و فرمود:
دو نوشيدنى در يك جا و دو خورش در يك ظرف است. و بعد گفت: «من حرامش نمىدانم ولى افتخار به فزونيهاى دنيوى و حساب فرداى قيامت را نمىپسندم و تواضع را دوست دارم زيرا هر كه براى خدا تواضع كند خداوند او را بلند گرداند.»«١٥٦»
در خانه خودش از دختر بالغ با حياتر بود. از اهل خانه غذا نمىخواست و اظهار تمايل هم نمىكرد. اگر غذا مىآوردند، مىخورد و آنچه مىدادند قبول مىكرد و هر نوشيدنى كه بود مىنوشيد«١٥٧» و چه بسا خود بلند مىشد و خوردنى و يا نوشيدنىاش را مىگرفت.«١٥٨»
آداب لباس پوشيدن پيامبر صلى الله عليه و آله
پيامبر صلى الله عليه و آله هر چه از انواع جامه در اختيار داشت از رو انداز، ردا، پيراهن، جبه و يا چيز ديگر مىپوشيد و از جامه سبز خوشش مىآمد و بيشتر جامههايش سفيد بود و مىفرمود: به زندههاتان جامه سفيد بپوشانيد و مردههايتان را در آن كفن كنيد. قباى حاشيهدار مربوط به جنگ و بدون حاشيه مىپوشيد و قباى ديبايى داشت كه مىپوشيد و سبزى آن سفيدى رويش را زيبا مىنمود.«١٥٩»
«١٥٤» اين حديث را مسلم از قول انس ، در ج ٦، ص ١١٢ صحيح خود آورده است .
«١٥٥» اين حديث را مسلم در ج ٦، ص ١١٣ از قول سهل بن سعد نقل كرده است .
«١٥٦» اين حديث را طبرسى در مكارم ، ص ٣٣ به طور مرسل نقل كرده است .
«١٥٧» اين حديث را مسلم و بخارى از قول ابوسعيد چنين نقل كرده : ((از دختران حجله با حياتر بود.)) و اما غذا نمى خواست يعنى خوراك معينى را نمى طلبيد، اگر نه عايشه نقل كرده كه روزى پيامبر فرمود: ((عايشه ! آيا چيزى موجود است ...)) و در حديث نيامده است كه فرموده باشد: ((اگر از اين گوشت براى من مى پختيد)) و شايد آن سخن براى بيان حكم باشد و نه براى تمايل به خوردن ، غذا بهتر مى داند؛ المغنى .
«١٥٨» احمد در مسند خود، ج ٦، ص ٣٦٤ حديثى به اين مضمون نقل كرده است .
«١٥٩» بخارى در ج ٧، ص ١٩٢ از حديث ابوذر نقل كرده است ، مى گويد: ((خدمت پيامبر (صلى اللّه عليه و اله ) رسيدم ، در خواب بود و جامه سفيدى بر تن داشت ...)) و در ص ١٨٢ از حديث حسن بن على (عليه السلام) آمده است : ((على (عليه السلام) فرمود: پيامبر (صلى اللّه عليه و اله ) رداى خود را طلبيد و بر تن كرد و بعد شروع به رفتن كرد...)) و در ص ١٨٥ آمده است : ((چون عبداللّه بن ابى از دنيا رفت پسرش خدمت پيامبر (صلى اللّه عليه و اله ) رسيد و گفت : يا رسول اللّه ، پيراهنتان را مرحمت كنيد تا پدرم را كفن كنم و بر پدرم نماز بخوانيد و طلب مغفرت كنيد، پيامبر پيراهنش را مرحمت كرد...)) و در ص ١٨٦ ضمن حديثى آمده : ((پيامبر صورت و دستهايش را شست و جامه اى از پشم بر تن داشت ، چون نتوانست دستهايش را از آن بيرون كند از زير جامه بيرون كرد...)) و ابن ماجه به شماره ٣٥٥١ از حديث عايشه نقل كرده است : پيامبر (صلى اللّه عليه و اله ) روپوشى خشن از نوعى كه در يمن مى سازند و عبايى از آنچه ملبده ناميده مى شود بر تن داشت كه از دنيا رفت .)) و در آن كتاب به شماره ٣٥٥٢ از حديث عبادة بن صامت است : ((پيامبر (صلى اللّه عليه و اله ) در رواندازى كه به خود پيچي