راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٣١ - باب دوم اركان و شرايط امر به معروف و نهى از منكر
توان او بيرون است.»«٨»
از آن حضرت است كه فرمود: «خداى عزّ و جلّ تمام امور مؤمن را به او واگذار كرده است ولى به او اجازه نداده تا شخصيّت والاى خود را ذليل كند. آيا نمىبيند كه خداى تعالى در اين باره مىفرمايد: وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ.«٩» و سزاوار است كه مؤمن عزيز باشد نه ذليل.»«١٠»
وانگهى نهى از منكر مراتبى دارد كه نخستين مرتبه آن انكار به دل است به اين معنا كه مرتكب را در دل به سبب ارتكاب گناه دشمن بدارد و آن فقط مشروط است به آگاهى نهى كننده و اصرار نهى شده نه دو شرط ديگر. سپس به اظهار ناراحتى كه اگر ترك كرد كفايت مىكند، اگر نه از او اعراض و دورى كند. و اگر نشد با زبان موعظه و مدارا و به ترتيبى آسان گيرانه او را باز بدارد و اگر بازداشتن جز با زدن و نظاير آن ممكن نگردد همان كار را بكند. و اگر نياز به ايراد جرح باشد، خوددارى از آن بهتر است. گفتگو درباره اين موضوع كم فايده است، زيرا شخصى كه داراى شرايط است مقتضاى حال را بهتر مىداند.
در حديث آمده است: «پايينترين درجه نهى از منكر آن است كه با معصيتكاران با چهره درهم كشيده برخورد شود.»«١١»
در حديث ديگرى آمده است: «همين قدر در عزّت مؤمن بس كه هر گاه منكرى را ببيند خداوند بداند كه او در دل ناراضى است.»«١٢»
از امير المؤمنين عليه السّلام است كه مىگويد: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: هر كه كار [بدى] را ببيند و از آن آزرده خاطر شود، مانند كسى است كه در آن جا نبوده و هر كه در وقت انجام كارى نبوده ولى از آن خوشنود است مانند كسى است كه حضور داشته است.»«١٣»
«٨» من لا يحضره الفقيه ، باب انكار المنكر بالقلب ، ص ٦٤.
«٩» منافقون / ٨: در حالى كه عزت مخصوص خدا و رسول او مؤمنان است .
«١٠» كافى ، ج ٥، ص ٦٤.
«١١» اين حديث را شيخ در تهذيب ، ج ٢، ص ٥٧ از اميرالمؤمنين (عليه السلام) نقل كرده است .
«١٢» كافى ، ج ٥ باب انكار المنكر بالقلب ص ٦٠.
«١٣» جعفريات با اسناد از جعفر بن محمّد (عليه السلام) به نقل از پدران بزرگوارش از اميرالمؤمنين از پيامبر (صلى اللّه عليه و اله )، به طورى كه در مستدرك ، ج ٢، ص ٣٦١ آمده است و ابوداوود در ج ٢، ص ٤٣٨ آن را نقل كرده است .