راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٣٠ - باب دوم اركان و شرايط امر به معروف و نهى از منكر
كه ناتوانند و خود هدايت نيافتهاند و از روى ناآگاهى ديگران را از حق به سوى باطل مىخوانند. و دليل بر اين مطلب سخن خداى تعالى است: وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ ...«١» اين موضوع خاص است نه عام، چنان كه خداى تعالى فرموده است: وَ من قَوْمِ مُوسى أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ به يَعْدِلُونَ«٢» و نفرمود امّت موسى يا تمام قوم موسى در حالى كه ايشان در آن روز امّتهاى مختلفى بودند. امّت شامل يك فرد و بيشتر است. و همچنين خداى تعالى فرموده است: إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً لِلَّهِ.«٣» مىفرمايد: «ابراهيم مطيع فرمان خداى بود. امّا بر شخص ناآگاهى كه در ناتوانى بسر مىبرد و نيرو و پشتيبان و فرمانبرى ندارد، حرجى نيست.»«٤»
آنگاه درباره معناى اين حديث نبوى از آن حضرت پرسيدند: «بالاترين جهاد، سخن عادلانهاى است كه در حضور رهبر ظالمى ابراز شود. فرمود: اين مطلب بر آن اساس است كه شخص پس از شناخت واقع او را امر مىكند و او مىپذيرد.»«٥»
كلام امام عليه السّلام اشاره است به اين كه وجوب امر به معروف و نهى از منكر شرايطى دارد و بر كسى كه آنها را نداشته باشد واجب نيست، در اين حديث سه شرط از شرايط را بيان كرده ولى اصرار بر منكر را شايد براى وضوح آن نگفته است.
در حديث ديگرى از آن حضرت نقل شده است: «فقط و فقط مؤمن از امر به معروف و نهى از منكر پند مىگيرد و جاهل از آن مىآموزد ولى صاحب تازيانه و شمشير، هرگز.»«٦»
از آن حضرت نقل شده است: «هر كه متعرّض پادشاه ظالمى شود و گرفتارى پيدا كند، پاداشى براى آن نخواهد داشت و از نعمت صبر برخوردار نخواهد بود.»«٧»
از آن حضرت نقل شده است كه فرمود: «سزاوار نيست براى مؤمن كه خودش را خوار سازد. پرسيدند: چگونه خود را خوار مىكند؟ فرمود: دست به كارى مىزند كه از
«١» آل عمران / ١٠٤: بايد از ميان شما جمعى دعوت به نيكى كنند و امر به معروف و نهى از منكر انجام دهند و آنها رستگارانند.
«٢» اعراف / ١٥٩: و از قوم موسى گروهى به سوى حق هدايت مى كنند و حاكم به حق و عدالتند.
«٣» نحل / ١٢١: همانا ابراهيم (به تنهايى ) يك امت بود، مطيع فرمان خدا.
«٤» كافى ، ج ٥، ص ٦٠ » ٥٩.
«٥» كافى ، ج ٥، ص ٦٠ » ٥٩.
«٦» من لا يحضره الفقيه ، باب انكار المنكر بالقلب ، ص ٦٠.
«٧» من لا يحضره الفقيه ، باب انكار المنكر بالقلب ، ص ٦٠.