راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٦٩ - باب اول- در فوايد سفر
اين احاديث دلالت دارد بر اين كه فرار از طاعون و همچنين رفتن به جايى كه طاعون است، نهى شده و راز اين مطلب در كتاب توكّل خواهد آمد. اين بود اقسام مسافرتها.«٤٦»
علاوه بر اقسام نامبرده، مسافرت به اقسام ديگر از قبيل مذموم، محمود و مباح تقسيم مىشود: سفر مذموم خود به دو قسم تقسيم مىشود ١- حرام مثل فرار برده و مسافرتى كه موجب عاق والدين شود. ٢- سفر مكروه مانند بيرون شدن از شهرى كه طاعون آمده است. و سفر محمود (پسنديده) نيز به دو قسم تقسيم مىشود ١- واجب، مانند حج و رفتن در پى كسب دانش كه بر هر مسلمانى واجب است. ٢- مستحب مثل زيارت دانشمندان و قبورشان و از روى همين انگيزهها نيّت سفر شناخته مىشود، زيرا معناى نيّت، اقدام به علت وجود سببى است كه همان انگيزه است و قيام براى پاسخ به آن انگيزه مىباشد، و بايد در تمام سفرها نيّت شخص، آخرت باشد، چنين نيّتى در سفر واجب و مستحّب بارز است ولى در سفر مكروه و ممنوع، محال است و اما در سفر مباح، هر گاه هدف مسافر، مثلا از طلب مال، حفظ آبرو و پرهيز از گدايى، و رعايت جوانمردى نسبت به اهل خانه و خانواده و صدقه دادن مازاد بر مقدار نياز باشد، اين نوع مباح با اين نيّت از اعمال آخرت محسوب مىشود ولى اگر به مقصد حجّ بيرون رود و انگيزهاش ريا و سمعه باشد، از زمره اعمال آخرت بيرون مىشود. بنابر اين سخن پيامبر صلى الله عليه و آله: «عملها وابسته به نيّتهاست»«٤٧» شامل واجبات و مباحات مىگردد نه محظورات، زيرا نيّت تأثيرى در بيرون آوردن آن موارد از ممنوعيّت ندارد. يكى از پيشينيان گويد: خداوند فرشتگانى را بر مسافران گمارده است تا مقاصد آنها را بنگرند، پس به هر كدام پاداشى مطابق نيّت آنان مىدهد هر كه نيّتش دنيا باشد، از دنيا به او مرحمت مىكند و چند برابر از آخرتش مىكاهد و فكر او را پراكنده مىسازد و حرص و دلبستگى او را به دنيا افزون مىگرداند و هر كه نيّتش آخرت باشد، بينايى و هوشيارى به
«٤٦» ابوحامد غزالى از آن سفرى كه انسان ، از شهرى به سبب عدم امكان انجام واجب دينى مهاجرت مى كند؛ غفلت كرده و از اين آيه فراموش كرده است : ان الذين توفاهم الملائكة ظالمى انفسهم قالوا كنا مستضعفين فى الارض قالوا الم تكن ارض اللّه واسعة فتهاجروا فيها.
«٤٧» اين حديث را مسلم و بخارى نقل كرده اند و چند جا قبلا گذشت .