راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٧٠ - باب اول- در فوايد سفر
او مرحمت مىكند و به مقدار نيّتش به او- براى توجه و پند آموزى- گشايش مىدهد و خاطرش را جمع مىكند و فرشتگان براى او طلب مغفرت مىكنند.
اما دقّت در اين مطلب كه مسافرت بهتر است يا اقامت؟ شبيه اين است كه بگوييم گوشهنشينى بهتر است يا معاشرت؟ و ما راه و روش آن را در بخش عزلت بيان كرديم و پاسخ را بايد از روى آن فهميد. زيرا سفر، نوعى معاشرت توأم با رنج و مشقّت از قبيل پريشانى خاطر و نگرانى دل است- البته در مورد بيشتر مردم چنين است- به هر حال، هر كدام در كمك به دين بيشتر مؤثّر باشد، بهتر است.
بالاترين نتيجه دين در دنيا با فكر مداوم حاصل مىشود و هر كس راه فكر و ذكر را نياموزد به آن نرسد در حالى كه مسافرت، در آغاز كار به آموختن كمك مىكند و اقامت در نهايت بر عمل به وسيله آموزش يارى مىرساند، و اما به طور مداوم گردش در روى زمين از جمله عوامل پريشانى خاطر است مگر در مورد كسانى كه قويدل هستند، زيرا مسافر به سبب آنچه دارد در معرض لغزش و نگرانى است مگر آنچه را كه خداوند نگاه مىدارد. بنابر اين، همواره مسافر نگران است گاهى بر جان و مالش بيمناك است و گاهى به سبب مفارقت از آنچه در وطن با آن انس و عادت داشته است و اگر همراه مسافر مالى نباشد كه از آن بيمناك باشد از طمع و چشم اميد به مردم بر كنار نيست، پس گاهى دلش به سبب نيازمندى، ناتوان و گاهى به وسيله استحكام با اسباب و وسايل طمع تواناست.
وانگهى مشغله باراندازى و كوچ كردن در همه حال باعث نگرانى است، بنابر اين سزاوار نيست شخص مريد مسافرت كند مگر در طلب دانش يا براى ديدار استادى كه پيرو راه و روش اوست و از ديدن او اشتياق به كار نيك پيدا مىكند. پس اگر به خود مشغول و چشم دلش باز و راه انديشه و عمل به رويش گشوده است، آرامش و سكون براى او بهتر است. جز اين كه بيشتر صوفيان اين روزگار چون باطنشان از افكار لطيف و اعمال دقيق تهى است، انس با خدا و ذكر او در خلوت برايشان فراهم نيامده بيكارى را پيشه خود ساخته و كار و كسب را دشوار يافته، درخواست از ديگران و گدايى را راحت ديده و به كاروانسراهايى كه براى آنها در شهرها بنا شده دلخوش كردهاند و خدمتكارانى را كه براى خدمت صوفيان تعيين شده، مسخّر فرمان خود ساختهاند و عقل و دينشان را سبك گرفتهاند تا آن جا كه از خدمت جز ريا و سمعه و شهرت و به چنگ آوردن اموال