راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٨ - باب اول- در فوايد سفر
گوش فرا دهد و حضور يابد»«٤» و اما منكران و غفلت زدگان و فريفتگان به درخشش سراب زيبايى دنيا، نه مىبينند و نه مىشنوند، زيرا آنها شنوايى را از دست داده و بين آنها و آيات پروردگارشان فاصله افتاده است «آنان به ظاهر زندگانى دنيا آگاهند و از آخرتشان غافلند«٥»» و مقصود ما از شنوايى، شنوايى ظاهرى نيست، زيرا كه افراد مورد نظر از شنوايى ظاهرى محروم نيستند، بلكه مقصود ما شنوايى باطنى است. با شنوايى ظاهرى جز صداها شنيده نمىشود كه جانداران ديگر با انسان در آن شريكند امّا با شنوايى باطنى زبان حال را مىتوان درك كرد كه خود سخنى است جدا از سخن گفتارى، شبيه آنچه گويند در حكايت سخن گفتن ميخ و ديوار، مىگويند: ديوار به ميخ گفت: چرا مرا مىآزارى؟ ميخ جواب داد: از كسى كه مرا مىكوبد و رهايم نمىكند بپرس، آن سنگى كه پشت سر من است، از من دست بردار نيست. هيچ ذرهاى در آسمانها و زمين نيست مگر آن كه به نوعى بر يكتايى خداى سبحان شهادت دهد، و همان است يكتاپرستى آنها و نوعى شهادت بر تقديس آفريدگار و همان است تسبيح آن ذرّه ولى مردمان تسبيح ايشان را درك نمىكنند، زيرا ايشان از تنگناى شنوايى ظاهرى به فضاى شنوايى باطنى و از ناهنجارى زبان گفتار به فصاحت زبان حال سير نكردهاند و اگر هر ناتوانى قادر بر چنين سيرى بود هر آينه درك سخن پرنده منطق الطّير، مخصوص سليمان نمىبود و شنيدن كلام خداى تعالى كه بايد آن را از مشابهت حروف و اصوات مبرّا دانست به موسى عليه السّلام اختصاص نمىيافت. بنابر اين سفر كسى كه مسافرت مىكند تا اين شهادتها را از روى خطوطى بخواند كه به خط الهى روى صفحات جمادات نوشته شده است، سفرى جسمانى نيست بلكه نشسته در يك جا با دلى فارغ بر خوردار از شنيدن نغمههاى تسبيح يكايك ذرّات مىباشد، بنابر اين او را چه به رفت و آمد در دشتها؟ در حالى كه براى او بىنيازى در ملكوت آسمانهاست و خورشيد و ماه و ستارگان مسخّر او هستند و آنها خود به جانب ديدگان اهل بصيرت در هر ماه و سال چندين بار سفر مىكنند، بلكه به طور مداوم در حركت خود كوشايند، بنابر اين از عجايب است كه آن كسى كه كعبه مأمور طواف اوست، به طواف يكايك مساجد بشتابد و از غرايب است آن كس كه كران تا كران آسمان به گرد او در طواف است، خود در اطراف
«٤» برگرفته از آيه ٣٧ سوره ق » م .
«٥» برگرفته از آيه ٧ سوره روم » م .