راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٧ - باب اول- در فوايد سفر
ماه راه پيمودند تا حديثى را كه عبد الله بن انيس انصارى از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مىكرد، از خود او بشنوند.«٣»
كمتر كسى را نام بردهاند كه از زمان صحابه تا اين زمان تحصيل كرده باشد مگر آن كه با مسافرت آن علم را تحصيل و براى آن سفر كرده است. و اما علم و دانايى به نفس و اخلاق خويش نيز اهميت دارد، زيرا راه آخرت را نمىتوان پيمود مگر با آراستن و پاكيزه كردن خلق و خوى خود، و هر كه بر اسرار باطن و پليديهاى صفاتش مطّلع نباشد نمىتواند قلب خويش را از آنها پاك سازد و تنها سفر است كه نقاب از چهره اخلاق بر مىدارد و بدان وسيله «خداوند اندوختهها و ذخاير آسمان و زمين را خارج مىسازد» و بدان جهت سفر را سفر گفتهاند كه پرده از روى اخلاق برمىدارد، از اين رو به كسى كه كه شاهدى را معرفى مىكرد، گفتند: آيا در سفرى همراه او بودهاى تا دليلى بر مكارم اخلاق او بياورى؟ گفت: نه. گفتند: ما فكر نمىكنيم كه تو او را بشناسى.
بشر همواره مىگفت: اى گروه قاريان! جهانگرد باشيد تا پاكيزه و نيكو شويد، زيرا آب هر گاه در جايى زياد بماند دگرگون شود.
خلاصه، شخص در وطن با وجود مساعدت امكانات، اخلاقش معلوم نمىشود براى اين كه با چيزهاى موافق طبع و معمولى و آشنا و مأنوس است، پس چون رنج سفر را تحمل كند و از چيزهايى كه معمولا در كنار آنهاست جدا گردد و با سختيهاى غربت آزموده شود، بديهايش بر ملا گردد و بر عيبهايش اطّلاع يابد، در نتيجه اشتغال به معالجه آنها برايش ميسّر شود.
ما در كتاب عزلت فوايد معاشرت را بيان كرديم، در حالى كه سفر خود معاشرتى است با اشتغال بيشتر و تحمّل مشقّتها.
اما ديدن آيات خدا در روى زمين براى اهل بصيرت فوايدى دارد سرزمينهاى مجاور و به هم پيوستهاى وجود دارد كه در آنها كوهها، بيابانها و درياها و انواع جانداران و گياهان موجود است و هيچ چيز از آنها نيست مگر آن كه بر وحدانيّت خدا گواهى مىدهد و با زبان فصيح تسبيحگوى او مىباشد و آن را در نمىيابد «مگر كسى كه
«٣» اين حديث را حاكم در مستدرك ، ج ٢، ص ٤٣٧ نقل كرده و بخارى در صحيح ، ج ١، ص ٢٩ به آن اشاره كرده است .