راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٠ - فايده هفتم- تجربههاست،
يكى است ولى قاصر از حق فراوان است و بىشمار. از اين روست كه وقتى از صوفيان درباره فقر مىپرسند، هر يك از آنها پاسخى غير از پاسخ ديگرى دارد البته تمام اين پاسخها نسبت به حال پاسخ دهنده درست است ولى نسبت به واقعيت مطلب نادرست مىباشد، زيرا حقيقت هيچگاه بيش از يكى نمىتواند باشد از اين رو دو نفر از صوفيان را نمىبينى كه يكديگر را يك قدم در تصوف جلوتر از خود بينند و يا آن ديگرى را بستايد بلكه هر كدام از ايشان مدعى است كه به حق رسيده و از آن آگاه است، زيرا بيشتر دريافتهاى ايشان بر اساس احوالى است كه بر قلبشان عارض مىشود و جز به خويشتن خويش سرگرم نيستند و به ديگران توجهى ندارند در حالى كه نور دانش وقتى كه بتابد همه را فراگيرد و پرده را به يكسو زند و رفع اختلاف نمايد. اين بود آنچه را كه ما در فضيلت گوشهگيرى و معاشرت مىخواستيم بگوييم.
فصل
اگر بگويى: با توجه به مطالب قبلى كسى كه گوشهگيرى را ترجيح دهد و آن را براى خود بهتر و سالمتر ببيند چه آدابى را مىبايد در گوشهگيرى به جاى آورد؟
مىگوييم: بحث در آداب معاشرت طولانى است و ما آن را در كتاب آداب مصاحبت ذكر كردهايم و اما آداب گوشهنشينى طولانى نيست و شايسته است كه شخص گوشهگير، اوّلا نيّتش اين باشد كه مردم را از شرّ خود در امان دارد و ثانيا خويشتن را از آسيب بدكاران مصون بدارد. و ثالثا از آفت تقصير در اداى حقوق مسلمين پرهيز كند و در مرحله چهارم فراغتى براى همّت گماردن بر عبادت پروردگار به دست آورد. اينها آداب نيّت اوست، علاوه بر اين در خلوت خود بايد بر علم و عمل و ذكر و فكر مواظبت كند تا نتيجه گوشهگيرى خود را به دست آورد و بايد مانع از آن شود كه مردم زياد به ديدار و نزد او بروند و وقت را ضايع كنند و بايد از پرسش درباره خبرهاى ايشان خوددارى كند و به ياوه بافيهاى شهر و آنچه مردم سرگرم آنند گوش ندهد، زيرا همه اينها در دل ريشه مىدواند تا آن جا كه ضمن نماز يا تفكّر، ناخودآگاه به ذهن مىآيد. وارد شدن خبرها به گوش آدمى مانند قرار گرفتن بذر در زمين است، پس ناگزير مىرويد و ريشه و شاخه پيدا مىكند و هر كدام با ديگرى مرتبط مىشود. يكى از امور مهم گوشهنشينى، از بين بردن وسوسههايى است كه انسان را از ياد خدا باز مىدارد خبرهاى وارده سرچشمه و