راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٣٤
به دو گروه آخر اشاره دارد حديثى كه درباره پرسش در قبر و رجعت رسيده است كه در قبر از كسى كه داراى ايمان محض يا داراى كفر محض است سؤال مىشود،«٧٣» و اما ساير مردم، غير از اين سه گروه (در حكم) چهار پايان، درندگان، پشههاى بىارزش، مقلّدان و تابعان و خسانى هستند كه تنها مطالب ديگران را نقل مىكنند و به محض شنيدن، بدون تأمل، به ديگران منتقل مىسازند. اينان قابل توجه نيستند و اگر اينان منسوب به علم و دانشند هر گاه علمشان محدود به علم رسمى ظاهرى باشد در صورتى كه در آن ميان كسانى باشند كه دوستدار سعادتمندان و دشمن اشقيا بوده و به امور دينى اهتمام مىورزند و به بخشى از سنتهاى رسولان عمل مىكنند چنين كسى موالى، دوستدار، و اهل نجات است پس رستگار مىشود و با آن كسانى كه دوست مىدارد محشور مىشود، زيرا شخص با آنان كه دوستشان دارد، محشور مىشود. و چه بسا شيعه نيز از باب تغليب و يا از جهت پيروى ظاهرى از امام و راه و روش او، بر وى اطلاق مىشود هر چند كه از باطن و در حقيقت او را پيروى نكند. علاوه بر اين، گاهى صفت مؤمن مخصوص كسى است كه آزموده شده است و گاهى شامل ناآزموده نيز مىگردد، چنان كه امام صادق عليه السّلام مىفرمايد: «مؤمن، دو نوع است: مؤمنى كه به پيمان خدايى عمل كرده و به شرط او وفادار است، و اين است معناى قول خداى تعالى: رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا الله عَلَيْهِ،«٧٤» اين مؤمنى است كه هول و هراسهاى دنيا و آخرت به او نرسد، و او از كسانى است كه ديگران را شفاعت كند و خود نيازى به شفاعت ديگران ندارد. و مؤمنى كه همچون ساقه نازك گياه است كه گاهى كج شود و گاهى راست ايستد، اين مؤمن از كسانى است كه دچار هراسهاى دنيا و آخرت شود و از جمله كسانى است كه ديگران او را شفاعت كنند و او كسى را شفاعت نكند.«٧٥»
و همچنين پشّههاى بىارزش و خسان كه گاهى به كسانى غير از سه گروه مذكور اطلاق مىشود و گاهى به گروه سوم از اين سه گروه نيز گفته مىشود، چنان كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: «مردم سه دستهاند: يا داناى خداشناسند (عالم ربّانى) يا آموزندگانى كه در راه نجات گام برمىدارند، و يا مگسان كوچك و ناتوانند كه دنباله رو
«٧٣» كافى ، ج ٣، ص ٢٣٥.
«٧٤» احزاب / ٢٣: مردانى كه به عهد و پيمانى كه با خدا بسته اند، وفا كردند.
«٧٥» كافى ، ج ٢، ص ٢٤٨.