راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٣١
گرفتارىاش كمتر است.»«٦٠»
از امام صادق عليه السّلام است كه فرمود: «مؤمن در پيشگاه خدا بالاترين مقام را دارد- اين جمله را سه مرتبه تكرار كرد- همانا خداوند اگر او را دچار بلا كند و سپس او را قطعه قطعه سازد تا جانش را بگيرد، با اين همه او خدا را شكر و سپاس مىگويد».«٦١»
سخنى جامع و كامل در حقيقت معناى امام و معناى شيعه و مخالف، و تقسيم مردم از اين ديدگاه
بدان! آن كسى را كه خداى تعالى از بين بندگانش برگزيده و او را از آن ميان به خود اختصاص داده و به بهترين وجه او را ادب آموخته و قواى نظرى و عملى او را تا حد ممكن به اوج كمال رسانده و سپس او را علم لدنى آموخته و بر اسرار و احكام و قوانين خويش آگاه ساخته است و علاوه بر كمالى كه به او داده، توانائى تكميل ديگر مردمان را نيز تا آن جا به وى عطا فرموده كه مىتواند فيض خداوندى را بگيرد و به خلق خدا برساند و به هر كسى در خور عقل و خردش از آن فيوضات كمال بخش، مرحمت كند، بدون اين كه آن جنبه علوى از اين جنبه سفلى (ارتباط با خدا از عنايت به خلق) و يا بر عكس او را بازدارد، او امام مردم و خليفه خدا بر خلق در روى زمين، و حجت خدا بر بندگان و عالم ربانى و از همه كس پيشروتر و مقرّب درگاه خداست، پيامبر باشد و يا غير پيامبر زيرا چه بسيار پيامبرى كه امام نبوده و چه بسا امامى كه پيامبر نيست. امامت بالاتر از نبوت است، گاهى خداوند امامت و نبوت را در يك شخص جمع مىكند، همان طور كه خداى تعالى اين دو منصب را براى پيامبر ما و ابراهيم عليه السّلام جمع كرده است آن جا كه مىگويد: إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً.«٦٢»
در كتاب كافى از هشام بن سالم روايت شده كه: امام صادق عليه السّلام فرمود: «پيغمبران و فرستادگان خدا چهار دستهاند: پيغمبرى كه تنها براى خودش پيامبر است و به ديگرى مربوط نمىشود. پيامبرى كه در خواب مىبيند و سروش غيبى را مىشنود ولى در بيدارى صاحب آن صدا را نمىبيند و بر كسى مبعوث نشده بلكه خود امامى دارد، چنان كه
«٦٠» كافى ، ج ٢، ص ٢٥٢ شماره ٢.
«٦١» كافى ، ج ٢، ص ٢٥٤ شماره ١٣.
«٦٢» بقره / ١٢٤: من تو را امام و رهبر مردم قرار دادم .