راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٨٦
زندانى بود، مأموران عبّاسى بر او وارد شدند و گفتند: بر امام سخت بگير و گشايشى براى او قائل نشو. صالح در جواب ايشان گفت: با او چه كنم، من دو تن از شرورترين مردانى را كه پيدا كردم بر او گماردم، هر دو در حدّ زيادى اهل عبادت و نماز و روزه شدند.
سپس دستور داد تا آن دو موكّل بر امام را حاضر كردند، به ايشان گفت: واى بر شما قضيه شما با اين مرد چيست؟ گفتند: چه مىگويى درباره مردى كه در تمام روزها روزه دارد و تمام شب را نماز مىخواند و هيچ حرفى نمىزند و جز عبادت هيچ كارى ندارد؟ و چون به ما مىنگرد اعضاى بيرون و درون ما مىلرزد به طورى كه از خود اختيارى نداريم.
وقتى كه مأموران عباسى اين حرفها را شنيدند با نااميدى برگشتند.«٤٣٧»
از جمله به نقل از على بن محمّد از گروهى از شيعيان آمده است كه: ابو محمّد عليه السّلام را به نحرير تسليم كردند، او بر امام عليه السّلام سخت مىگرفت و او را مىآزرد. همسرش به او گفت: از خدا بترس، براستى كه تو مىتوانى چه كسى در خانه تو است؟ شايستگى و عبادت آن حضرت را خاطر نشان كرد و به او گفت: من به خاطر اين رفتار تو با آن حضرت، بر تو مىترسم، آن مرد گفت: به خدا سوگند كه او را ميان درندگان مىاندازم.
سپس از خليفه اجازه گرفت. چون اجازه داد، آن حضرت را ميان درندگان انداخت هيچ ترديدى نداشتند كه درندگان امام عليه السّلام را مىخورند، نگاه كردند تا ببينند چه مىشود، ديدند امام عليه السّلام به نماز ايستاده و درندگان اطراف او هستند، اين بود كه دستور داد آن حضرت را از آن جا بيرون بياورند و به خانهاش برگردانند.«٤٣٨»
مفيد- رحمه الله- مىگويد: روايات در اين باره زياد است، امّا مقدارى كه ما نوشتيم، مقصود ما را- ان شاء الله- كفايت مىكند.
از دلايل حميرى به نقل از محمّد بن عبد الله روايت كرده، مىگويد: وقتى كه سعيد مأمور انتقال ابو محمّد عليه السّلام به كوفه شد، ابو الهيثم خدمت امام عليه السّلام نوشت: فدايت شوم، خبرى شنيدهايم كه باعث نگرانى ما شده است. امام عليه السّلام در پاسخ نوشت: سه روز بعد خبر گشايش به شما مىرسد. روز سوم معتزّ به قتل رسيد.«٤٣٩» محمّد بن عبد الله
«٤٣٧» ارشاد، ص ٣٢٤؛ كشف الغمه ، ، ص ٣٠٥ و ٣٠٦.
«٤٣٨» كشف الغمه ، ، ص ٣٠٥ و ٣٠٦.
«٤٣٩» در كشف الغمه ، افزوده است : ((گفت : پسر بچه اش گم شد هر چه گشتند، نيافتند، وقتى كه خبر دادند فرمود: ((او را از حوض منزل بجويند)) وقتى كه رفتند ديدند داخل حوض منزل مرده است .