راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٠٣ - فصل امّا كرامات امام حسين عليه السّلام
خانواده خودش چيزى نمىماند و همواره مىفرمود: «كار نيك به كمال نمىرسد مگر به سه چيز: تأخير نينداختن، كوچك شمردن و پنهان داشتن.»«٢٧٣»
از عمرو بن ابى مقدام نقل شده كه مىگويد: من هر وقت به سيماى جعفر بن محمّد عليه السّلام مىنگريستم، مىفهميدم كه او از دودمان نبوت است.
بر ذون بن شبيب نهدى كه اسم اصلىاش جعفر بود مىگويد: از جعفر بن محمّد عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود: «درباره ما همان حقى را رعايت كنيد كه عبد صالح- حضرت خضر- درباره يتيمان رعايت كرد كه پدر و مادرشان صالح بودند.»
از صالح بن اسود نقل شده كه مىگويد: از جعفر بن محمّد عليه السّلام شنيدم كه مىگفت: «از من بپرسيد پيش از آن كه مرا نيابيد زيرا هيچ كس بعد از من براى شما چون من حديث نخواهد گفت.»
ميان جعفر بن محمّد عليه السّلام و عبد الله بن حسن در اوّل روز سخنى ردّ و بدل شد و عبد الله بن حسن با امام به درشتى سخن گفت. بعد كه جدا شدند و راهى مسجد گشتند، جلو مسجد به هم رسيدند. ابو عبد الله جعفر بن محمّد عليه السّلام رو به عبد الله بن حسن كرد و فرمود:
امروز را چگونه گذراندى اى ابا محمّد؟ وى مثل يك آدم عصبانى جواب داد: خوب.
فرمود: اى ابا محمّد! آيا مىدانى كه صله رحم حساب را سبك مىكند؟ عبد الله گفت: تو همواره چيزى مىگويى كه من نمىفهمم! فرمود: بنابر اين براى تو قرآن مىخوانم، گفت: آن را نيز بگو! فرمود: بسيار خوب، گفت: پس بگو! اين آيه را تلاوت كرد: وَ الَّذِينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ الله به أَنْ يُوصَلَ وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ عبد الله پس از اين سخنان عرض كرد: پس از اين مرا نخواهى ديد كه قطع رحم كرده باشم.«٢٧٤»
در ارشاد مفيد- رحمه الله- آمده است كه امام صادق، جعفر بن محمّد بن على بن حسين بن علىّ بن ابى طالب عليه السّلام از ميان برادرانش، جانشين و وصىّ پدرش بود و پس از وى عهدهدار امامت شد و بر همه آنها برترى داشت و از همگى پر آوازهتر و ارجمندتر و در نظر عامه و خاصه والا مقامتر بود و مردم بقدرى از علوم آن حضرت نقل كردهاند كه
«٢٧٣» تا اين جا در كشف الغمه ، ص ٢٢٣ از مطالب السؤول ، و بقيه از جنابذى نقل شده است .
«٢٧٤» تا اينجا در كشف الغمه ، ص ٢٢٤ از كتاب جنابذى نقل شده است . آيه مباركه ، رعد، ص ٢١: و آنها كه پيوندهائى را كه خداوند بدان امر كرده است برقرار مى دارند و از پروردگارشان مى ترسند و از بدى حساب (روز قيامت ) بيم دارند.