راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٠٢ - فصل امّا كرامات امام حسين عليه السّلام
مىگويد: او چندين لقب دارد كه مشهورتر از همه صادق است و از جمله آنها صابر، فاضل و طاهر مىباشد.
اما مناقب و صفات آن حضرت بيش از حدّ شمار است و عقل و فهم شخص آگاه و بصير درباره انواع مناقبش حيران است تا آن جا كه علوم سرشارى كه به خاطر تقواى زياد بر قلبش جارى بود، همه احكامى را كه علل آنها براى كسى قابل درك نيست و علومى را كه عقول از احاطه به حكم آنها قاصر است به او نسبت داده و از وى روايت كردهاند. گويند كتاب جفرى كه در مغرب به پسران عبد المؤمن به ارث رسيده، از جمله سخنان اوست. براستى كه اين خود منقبتى والا و در مقام فضايل، مرتبه بلندى است.
ابن ابى حازم گويد: من در خدمت جعفر بن محمّد عليه السّلام بودم ناگاه دربانش آمد و گفت سفيان ثورى پشت در است، فرمود: بگو بيايد. سفيان وارد شد، جعفر بن محمّد عليه السّلام فرمود: اى سفيان تو كسى هستى كه پادشاه در جستجوى تو است و من از پادشاه بر حذرم، بلند شو و از منزل محترمانه بيرون برو. سفيان عرض كرد: يك حديث بفرماييد تا بشنوم و برخيزم. جعفر بن محمّد عليه السّلام فرمود: «پدرم از قول جدم براى من نقل كرد كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله فرمود: كسى كه خداوند به او نعمتى داده، بايد خدا را حمد و سپاس گويد و هر كه ديرتر روزىاش را رساند، بايد از خداوند طلب آمرزش كند و هر كه به او اندوهى رسيد، بايد بگويد: لا حول و لا قوة الّا بالله [العلىّ العظيم]. همين كه سفيان بلند شد، جعفر بن محمّد فرمود: سفيان اين سه را فراگير كه بسيار مهم است.
سفيان مىگويد: بر جعفر بن محمّد عليه السّلام وارد شدم در حالى كه جامهاى از خز سياه بر تن و عبايى از خز بر دوش داشت. با تعجّب به آن حضرت نگاه مىكردم! فرمود: «اى ثورى! چه شده است كه ما نگاه مىكنى شايد تو از لباس ما در شگفتى؟ عرض كردم:
يابن رسول الله اين لباس شما و پدرانتان نيست، فرمود: اى ثورى! آنها در زمان تنگدستى و نيازمندى بودند، به مقدار تنگدستى و نيازمنديشان عمل مىكردند و امروز هنگام فراوانى نعمت است. آنگاه آستين جامه را پس زد، زير آن جامه پشمينه سفيدى نمودار شد كه دامن و آستينش از دامن و آستين لباس رويى كوتاهتر بود، فرمود: اى ثورى! اين لباس زير را براى خداى تعالى و اين لباس رويى را براى شما پوشيدهايم.
آنچه براى خداست پنهان داشتهايم و آنچه براى شماست آشكار كردهايم.»
هياج بن بسطام مىگويد: جعفر بن محمّد عليه السّلام بقدرى ديگران را اطعام مىكرد كه براى