راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٩٦ - فصل امّا كرامات امام حسين عليه السّلام
عرض كرد: آيا پيش از آن كه شما به قدرت برسيد، ما مىرسيم؟ فرمود: آرى. عرض كرد: كسى از اولاد من هم بعد از من به قدرت مىرسد؟ فرمود: آرى. عرض كرد: آيا مدت حكومت بنى اميه بيشتر است يا مدت حكومت ما؟ فرمود: مدت حكومت شما بيشتر است و كودكان شما به حكومت مىرسند و همچون گوى با آن بازى مىكنند، اين عهد و پيمانى است از پدرم به من. وقتى كه منصور دوانيقى به سلطنت رسيد از گفتههاى امام باقر عليه السّلام تعجّب كرد.«٢٦٠»
در همان كتاب از ابو بصير نقل شده كه مىگويد: روزى به امام باقر عليه السّلام عرض كردم:
شما وارثان رسول خداييد؟ فرمود: آرى. عرض كردم: رسول خدا صلّى الله عليه و آله وارث تمام انبيا بود؟ فرمود: آرى او تمام علوم انبيا را به ارث برده بود. گفتم: شما تمام علوم رسول خدا صلّى الله عليه و آله را به ارث بردهايد؟ فرمود: آرى. عرض كردم: شما مىتوانيد مردگان را زنده كنيد و كور مادرزاد و پيس را بهبود بخشيد و مردم را از آنچه مىخورند و در خانههايشان اندوخته مىكنند، خبر دهيد؟ فرمود: آرى به اذن خدا. سپس فرمود: ابو بصير جلوتر بيا! نزديك آن حضرت رفتم دستش را به صورت من كشيد. دريافتم كه كوه و دشت و آسمان و زمين را مىبينم. دوباره دست به صورتم كشيد، به حال اوّل برگشتم، چيزى را نمىديدم. ابو بصير مىگويد: امام باقر عليه السّلام به من فرمود: اگر مايلى همچنان بينا بمانى مىتوانى و حسابت با خداست و اگر هم دوست دارى چنان كه بودى نابينا باشى، پاداشت بهشت است؟ عرض كردم: همچنان نابينا مىمانم زيرا بهشت را بيشتر دوست مىدارم.«٢٦١»
در همان كتاب به نقل از جابر آمده است كه مىگويد: حدود پنجاه نفر خدمت امام باقر عليه السّلام بوديم. ناگاه مردى به نام كثير النّواء، از جمله افراد قمار باز، وارد شد، سلام داد و نشست، سپس گفت: مغيرة بن عمران در شهر ما يعنى كوفه معتقد است كه همراه شما فرشتهاى است كه كافر را از مؤمن و شيعيان شما را از دشمنانتان براى شما جدا مىسازد و معرفى مىكند. امام عليه السّلام فرمود: شغل تو چيست؟ عرض كرد: خريد و فروش گندم، فرمود: دروغ گفتى، عرض كرد: گاهى جو نيز خريد و فروش مىكنم، فرمود: چنان نيست كه تو مىگويى، بلكه تو هسته خرما خريد و فروش مىكنى، عرض كرد: چه كسى به شما خبر داده؟ فرمود: همان فرشته الهى كه شيعيان ما را از دشمنانمان جدا مىكند و به ما
«٢٦٠» كشف الغمه ، ص ٢١٨.
«٢٦١» كشف الغمه ، ص ٢١٨.