راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٩٧ - فصل امّا كرامات امام حسين عليه السّلام
مىشناساند و تو نخواهى مرد مگر آن كه پريشان عقل شوى. جابر مىگويد: وقتى كه به كوفه برگشتيم جمعى به جستجوى آن مرد رفتيم و از افراد بسيارى سراغ او را گرفتيم ما را به پيرزنى راهنمايى كردند و او گفت: سه روز پيش در حالى كه پريشان عقل شده بود، از دنيا رفت.«٢٦٢»
از همان كتاب به نقل از عاصم بن حمزه آمده است- و من به اختصار نقل مىكنم- مىگويد روزى امام باقر عليه السّلام به قصد رفتن به باغ خود سوار بر مركبى شد و من با سليمان بن خالد همراه آن حضرت بوديم. قدرى كه راه رفتيم، دو مرد را ديديم، امام عليه السّلام فرمود:
اينها دزد هستند، آنها را بگيريد. غلامان آن دو مرد را گرفتند، فرمود: آنها را محكم نگه داريد آنگاه رو به سليمان كرد و فرمود: با اين غلام به آن كوه برو و بالاى سرت را نگاه كن، در آن جا غارى مىبينى، داخل آن برو، هر چه بود از آن بيرون آور و بده غلام بياورد كه آن را از دو مرد دزديدهاند. سليمان رفت و دو صندوقچه آورد، فرمود: صاحب اين صندوقها يكى حاضر و ديگرى غايب است كه بزودى حضور خواهد يافت و صندوقچه ديگرى را از جاى ديگر غار بيرون آورد و به مدينه برگشت. صاحب آن دو صندوق وارد شد در حالى كه گروهى را متّهم كرده بود و حاكم مىخواست آنها را مجازات كند، امام باقر عليه السّلام به حاكم فرمود: آنها را مجازات نكن و آن دو صندوق را به صاحبش باز گردانيد، و دست هر دو دزد را بريد، يكى از آنها گفت: به حق دست ما را بريد، سپاس خداى را كه توبه ما و بريدن دست ما به دست پسر رسول خدا صلّى الله عليه و آله انجام گرفت، امام عليه السّلام فرمود:
دست تو بيست سال جلوتر از خودت به بهشت رفت. و آن مرد بيست سال پس از بريدن دستش زنده بود. بعد از سه روز از آن جريان صاحب صندوق ديگر حضور يافت. امام باقر عليه السّلام به او فرمود: به تو خبر دهم كه داخل صندوق چه دارى؟ ميان صندوق هزار دينار از تو و هزار دينار از ديگرى است و جامههايى چنين و چنان داخل آن است، آن مرد گفت: اگر بفرماييد كه صاحب آن هزار دينار كيست و اسمش چيست و در كجاست مىفهمم كه تو امامى و اطاعتت واجب است. فرمود: وى محمد بن عبد الرحمن، مردى صالح است كه صدقه زياد مىدهد و نماز بسيار مىگذارد و هم اكنون بيرون منزل منتظر شماست. آن مرد كه از طايفه بربر و نصرانى مذهب بود، گفت: به خدايى كه جز او
«٢٦٢» كشف الغمه ، ص ٢١٨.