راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٩٥ - فصل امّا كرامات امام حسين عليه السّلام
تو نبودى.«٢٥٧»
در همان كتاب از ابو الصّباح كنانى نقل شده كه مىگويد: روزى به منزل امام محمّد باقر رفتم و در زدم. دختر بچهاى كه تازه پستانش سر زده بود، در را باز كرد. من دستى به نك پستانش زدم و گفتم: به مولايت بگو كه من در منزلم! امام عليه السّلام از داخل منزل فرياد زد: اى بىمادر وارد شو! وارد شدم، گفتم مولاى من قصد بدى نداشتم و مقصودى جز فزونى ايمان قلبىام نداشتم. فرمود: تو راست مىگويى، اگر شما گمان مىبريد كه اين ديوارها مانع ديدن ماست، همان طورى كه مانع ديدن چشمان شماست، در آن صورت تفاوتى بين ما و شما نخواهد بود. پس مبادا دوباره چنان تصوّرى داشته باشى!«٢٥٨» از همان كتاب نقل كرده است كه حبابه و البيّه، بر امام باقر عليه السّلام وارد شد امام عليه السّلام فرمود:
«چه چيز باعث شد كه به نزد ما دير آمدى؟ عرض كرد: در فرق سرم سفيديى پيدا شده كه فكر مرا به خود مشغول كرده. فرمود: آن را به من نشان بده! آنگاه امام باقر عليه السّلام دست مباركش را روى آن نهاد ناگهان سياه شد. سپس فرمود: آيينهاى برايش بياوريد. حبابه، به آيينه نگاه كرد، ديد آن موهاى سفيد، سياه شده است.»«٢٥٩»
در آن كتاب به نقل از ابو بصير آمده است كه مىگويد: در مسجد رسول خدا صلّى الله عليه و آله خدمت امام باقر عليه السّلام نشسته بوديم و هنوز زمان چندانى از رحلت على بن حسين عليه السّلام نگذشته بود. ناگهان منصور با داوود بن على وارد شدند. اين قضيه پيش از رسيدن سلطنت به بنى العباس بود، فقط داوود بن على نزد امام باقر عليه السّلام آمد و نشست. امام عليه السّلام فرمود: چه باعث شد كه منصور دوانيقى نزد ما نيامد؟ داوود گفت: او يك نوع بد خلقى دارد، امام باقر عليه السّلام فرمود: طولى نخواهد كشيد كه زمام امر اين مردم را به دست خواهد گرفت و همه مردم را تحت فرمان خود در مىآورد و شرق و غرب عالم را مالك مىشود و عمرى طولانى خواهد كرد تا آن قدر گنجينههاى ثروت را جمعآورى كند كه هيچ كس پيش از او نكرده باشد. پس داوود بلند شد و رفت و جريان را به اطّلاع دوانيقى رساند. او خدمت امام عليه السّلام آمد و گفت: تنها عظمت شما مانع نشستن من در خدمت شما شد، حال بفرماييد آنچه داوود خبر داد چگونه است؟ فرمود: وقوع آن حتمى است.
«٢٥٧» خرايج و جرايح ، ص ١٩٦ چاپ ضميمه به اربعين و كفاية الاثر.
«٢٥٨» كشف الغمه ، ص ٢١٨.
«٢٥٩» كشف الغمه ، ص ٢١٨.