راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٧٨ - فصل امّا كرامات امام حسين عليه السّلام
فرمود.«١٩٨»
روزى امام عليه السّلام بر محمد بن اسامة بن زيد كه بيمار بود، وارد شد. محمد شروع به گريه كرد، على بن حسين عليه السّلام فرمود: چرا گريه مىكنى؟ عرض كرد: وامىدارم. فرمود: چقدر وام دارى؟ عرض كرد: پانزده هزار دينار. علىّ بن حسين عليه السّلام فرمود: بر عهده من كه بپردازم، و از طرف او قبول كرد.«١٩٩»
فصل
در كشف الغمه«٢٠٠» از سعيد بن كلثوم نقل شده كه مىگويد: نزد امام صادق، جعفر بن محمّد عليه السّلام بودم. نام امير المؤمنين، على بن ابى طالب عليه السّلام را بر زبان آورد و آن حضرت را بسيار ستود، و بدانچه شايسته بود وصف كرد. سپس فرمود: «به خدا سوگند، علىّ بن ابى طالب عليه السّلام هرگز از دنيا حرامى را نخورد تا وقتى كه از دنيا رفت و هيچ گاه در برابر دو امر رضاى خدا را جلب نكرد، مگر اين كه به خاطر دينش آن را كه دشوارتر بود برگزيد و هيچ پيشامدى براى رسول خدا صلّى الله عليه و آله نشد مگر به دليل اعتماد به او، او را طلبيد و هيچ كس از اين امّت تاب عمل رسول خدا صلّى الله عليه و آله را جز او نداشت و اگر مىبايست كارى را بمانند مردى انجام دهد كه در يك طرف او بهشت قرار دارد و در طرف ديگر آتش دوزخ، او اميدوار به پاداش اين و هراسناك از مجازات آن بود و از مالى كه با عرق جبين و دسترنج خود، فراهم كرده بود هزار برده را در راه رضاى خداى عزّ و جل و به خاطر نجات از آتش دوزخ آزاد كرد، در حالى كه قوت خانوادهاش از روغن زيتون، سركه و خرماى خشك بود و لباسش چيزى جز كرباس نبود و هر گاه چيزى از آستين دستش زياد مىآمد، قيچى مىطلبيد و آن را قيچى مىكرد. و از فرزندان و اهل بيتش هيچ كس در لباس پوشيدن و فقاهت بيشتر از علىّ بن حسين عليه السّلام به او شباهت نداشت. روزى پسرش، امام باقر عليه السّلام بر آن حضرت وارد شد در حالى كه از عبادت به حدّى رسيده بود كه هيچ كس به پاى او نمىرسيد، ديد رنگ پدرش از بيدار خوابى زرد و چشمها از گريه رنجور شده و
«١٩٨» كشف الغمه ، ص ٢٠٠.
«١٩٩» ارشاد مفيد ص ٢٤٢ با اين تفاوت كه در آنجا بجاى محمّد بن اسامه ، زيد بن اسامه آمده است . «كشف الغمه ، ص ٢٠١.
«٢٠٠» كشف الغمه ، ص ٢٠١، ارشاد مفيد ص ٢٣٩، اعلام الورى طبرسى ص ٢٥٤.