راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٧٧ - فصل امّا كرامات امام حسين عليه السّلام
زهرى مىگويد: هيچ فرد هاشمى را برتر از على بن حسين عليه السّلام نديدم.«١٩٣»
ابو حازم نيز چنين گفته است: هيچ فرد هاشمى را برتر از على بن حسين عليه السّلام و هيچ كسى را فقيهتر از او نديدهام.«١٩٤»
طاووس مىگويد: علىّ بن حسين عليه السّلام را در حجر اسماعيل به حال سجده ديدم، با خود گفتم: مرد صالحى از خاندان پاك است بايد گوش بدهم ببينم چه مىگويد. پس گوش فرا دادم، شنيدم كه مىگفت: «خدايا بندهات در آستانه تو، مسكينت در پيشگاه تو، گدايت بر در خانه تو، نيازمندت بر درگاه تو ايستاده است.» به خدا سوگند در هيچ گرفتاريى با اين عبارات خدا را نخواندم مگر اين كه خداوند گرفتارىام را بر طرف كرد.«١٩٥»
امام سجاد عليه السّلام در هر شب و روز هزار ركعت نماز مىخواند و وقتى صبح مىشد بىهوش مىافتاد و (از ضعف جسمى) چنان بود كه وزش باد همانند خوشه گندمى وى را (از سمتى به سمتى) حركت مىداد.«١٩٦»
روزى آن حضرت در بيرون از منزل بود، مردى او را ديد و دشنامش داد. غلامان و خدمتكاران به او حمله بردند، على بن حسين عليه السّلام فرمود: آرام بايستيد و كارى به او نداشته باشيد. سپس رو به آن مرد كرد و فرمود: آنچه را خداوند از امور ما بر تو پنهان داشته بيشتر از آن است كه تو مىدانى. آيا حاجتى از ما دارى كه تو را يارى كنيم؟ آن مرد شرم كرد، على بن حسين عليه السّلام عبايى را كه بر دوش داشت روى شانه او انداخت و دستور داد تا ده هزار درهم به او دادند. از آن پس، همواره آن مرد مىگفت: گواهى مىدهم كه تو از اولاد پيامبرانى.«١٩٧»
روزى جمعى از مردم در خانه آن حضرت مهمان بودند، به خدمتگزار دستور دادند كه بشتابد و مقدارى گوشت در تنور بريان كند. خدمتگزار با عجله آن را مىآورد، كه سيخهاى كباب از دستش افتاد و به سر بچهاى از امام عليه السّلام كه زير پله بود، اصابت كرد و سبب مرگ او شد. امام عليه السّلام رو به آن غلام كه سرگردان و نگران بود كرد و فرمود: تو آزادى زيرا تو از روى عمد اين كار را نكردى. آنگاه پيكر پسرش را تجهيز و دفن
«١٩٣» كشف الغمه ، ص ١٩٨ تا ٢٠٠ مراجعه كنيد.
«١٩٤» كشف الغمه ، ص ١٩٨ تا ٢٠٠ مراجعه كنيد.
«١٩٥» كشف الغمه ، ص ١٩٨ تا ٢٠٠ مراجعه كنيد.
«١٩٦» كشف الغمه ، ص ١٩٨ تا ٢٠٠ مراجعه كنيد.
«١٩٧» كشف الغمه ، ص ١٩٨ تا ٢٠٠ مراجعه كنيد.