راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٣ - فايده دوم- به وسيله عزلت مىتوان از گناهانى كه غالبا در اثر معاشرت دامن انسان را مىگيرد، نجات
بهتر است زيرا نتيجه عبادات و معاملات آن است كه انسان با محبّت و معرفت خدا بميرد، و محبّت نيست مگر همان انسى كه با ذكر مداوم حاصل مىشود. معرفت نيز جز به فكر مداوم فراهم نيايد و فراغت دل شرط رسيدن به هر يك از آنهاست و با معاشرت فراغت امكان ندارد.
فايده دوم- به وسيله عزلت مىتوان از گناهانى كه غالبا در اثر معاشرت دامن انسان را مىگيرد، نجات يافت
و در خلوت، از آنها در امان ماند. اين گناهان چهار تاست:
غيبت، ريا، سكوت از امر به معروف و نهى از منكر و تاثير پذيرى طبع آدمى از اخلاق پست و اعمال پليدى كه حرص بر دنيا باعث آنها مىشود.
اما غيبت، آن جا كه در مبحث آفات زبان از بخش مهلكات، با انواع آن آشنا شدى دانستى كه دورى از آن در حين معاشرت، دشوار است و جز صدّيقان از آن نجات نيابند زيرا عادت عموم مردم، دور دهان گرداندن آبروى ديگران و لذت بردن و تنقّل به حلاوت آن است. گويى اين طعمه مايه لذت ايشان است و از اين موضوع براى رهايى از تنهايى خود استفاده مىكنند.«٢» بنا بر اين اگر در معاشرت با مردم با آنان موافق باشى، گناه كردهاى و خود را در معرض خشم خدا قرار دادهاى و اگر ساكت بمانى شريك جرم آنهايى زيرا شنونده غيبت، خود يكى از غيبت كنندگان است و اگر اعتراض كنى دشمن تو مىشوند و شخص مورد غيبت را ترك مىكنند و به غيبت تو مىپردازند و در نتيجه غيبتى را بر غيبت مىافزايند و چه بسا بالاتر از غيبت را انجام مىدهند و به توهين و دشنام مىرسند.
اما امر به معروف و نهى از منكر از فروع [و واجب] است، چنان كه- ان شاء الله- بيان آن در همين بخش خواهد آمد. هر كه با مردم معاشرت كند امكان ندارد كه منكراتى نبيند، پس اگر در مقابل آنها ساكت بماند معصيت خدا را كرده و اگر اعتراض كند خود را در معرض انواع ضررهايى قرار مىدهد كه چه بسا نجات از آنها او را به گناهانى بيشتر از آنچه در ابتدا نهى كرده، وادارد حال آن كه در گوشه نشينى، از اين امور آسوده است زيرا مهمل گذاشتن اين واجب، سخت و اقدام به آن دشوار است.
از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده است كه فرمود: «هر گاه مردم خلافى را ببينند و اعتراض
«٢» در احياء العلوم به جاى فى الوحشة ، فى الخلوة آمده كه همين صحيح است .