راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٢٩ - كتاب اخلاق امامان و آداب شيعه
به او نرسانيد تا اين كه جريان آن حضرت با ابن ملجم- لعنت خدا بر او باد- پيش آمد و ناگهانى او را به قتل رساند. براستى خداى تعالى اين اعجوبه را به وسيله آياتى كه در او قرار داده بود، يكتا و يگانه ساخته و او را به دانشى فروزان و سرشار از حقيقت و معنويت امتياز بخشيده است و بدان وسيله وى را در رسيدن به جايگاهى در نزد خود و به كرامتى كه بدان از تمام مردم ممتاز گشته، راهنمايى كرده است. از جمله آيات خداوند در آن حضرت آن است كه هيچ جنگجويى را نام نبردهاند كه در ميدانهاى جنگ با دشمن برخورد كند جز اين كه گاهى پيروز مىشده و گاهى پيروز نمىشده و هيچ يك از جنگاوران زخم و جراحتى به دشمن خود وارد نكرده است مگر آن كه حريف زخم خورده گاهى هلاك شده و گاهى بهبود يافته است. و سابقه ندارد كه از دست جنگجويى هيچ هماوردى خلاص شود و از ضربت حريف نجات يابد و از معركه جان سالم بدر برد جز امير المؤمنين كه بدون ترديد با هر هماوردى كه مبارزه مىكرد پيروز بود و هر قهرمانى را كه با او پيكار مىكرد به هلاكت مىرساند، و اين نيز يكى از امتيازاتى است كه آن حضرت را از عموم مردم جدا مىسازد و خداوند بدان وسيله در همه وقت و هر زمان، خرق عادت كرده است، و او يكى از آيات روشن پروردگار است. و نيز يكى از آيات خداى تعالى در وجود امير المؤمنين عليه السّلام اين است كه با وجود جنگهاى زياد و طولانى كه در آنها حضور داشت. و كشتههاى
فراوان كه در آن جنگها از دليران و سران دشمن به جا گذاشت و همدستى آنان در برابر آن حضرت و مكر و حيله آنها در كشتن او و كوششى و تلاشى كه در اين باره به خرج مىدادند، هرگز به احدى از آنها پشت نكرد و از هيچ كس شكست نخورد و از جا نجنبيد و از هيچ يك از هماوردان هراسى به خود راه نداد. در حالى كه ديگر جنگاوران در نبرد با دشمن گاهى پايدارى كرده و گاهى از دشمن رو بر تافته گاهى مبارزه كرده و گاهى از ترس، از ورود در صحنه خوددارى كردهاند و چون جريان از اين قرار است كه ما تعريف كرديم، پس از آنچه گفتيم ثابت شد كه وى تنها آيت درخشان و معجزه آشكار و خرق عادتى بود كه به وسيله او خداوند بشر را راهنمايى كرده و پرده از وجوب اطاعت خود برداشته و او را بر همه مخلوقاتش ممتاز كرده است.