راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٧٦ - عفو با قدرت
دوست دارم ميان شما در حالى بيايم كه دلم از طرف شما آرام است.»«١٩٥»
چشم پوشى پيامبر صلى الله عليه و آله از ناپسنديها
پيامبر صلى الله عليه و آله نرمخو، خوش ظاهر و خوش باطن بود و خشم و رضايتش در چهرهاش پيدا بود.«١٩٦» وقتى كه زياد خوشحال بود بيشتر دست به محاسن مىكشيد.«١٩٧» آنچه را نمىپسنديد، به كسى رو در رو به زبان نمىآورد. مردى بر آن حضرت وارد شد كه لباس سياهى بر تن داشت، پيامبر صلى الله عليه و آله از ديدن او ناراحت شد ولى چيزى نگفت. وقتى كه از خانه بيرون رفت، به يكى از افراد فرمود: «خوب بود شما به اين مرد مىگفتيد اين لباس را از تن بيرون كند.»«١٩٨» مرد بياباننشينى در حضور پيامبر صلى الله عليه و آله ميان مسجد، بول مىكرد، اصحاب به او اعتراض كردند، فرمود: بولش را قطع نكنيد، سپس گفت: «اين مسجدها جاى نجاست و بول و ادرار كردن نيست» و در روايتى آمده است كه فرمود:
«نزديكش برويد امّا از جا بلندش نكنيد.»«١٩٩»
روزى مرد بياباننشينى نزد آن حضرت آمد و چيزى خواست او مرحمت كرد و سپس فرمود: به تو احسان كردم؟ آن مرد عرب گفت: نه، هيچ خوبى نكردى! راوى مىگويد:
مسلمانان خشمگين شدند و به او حمله بردند، پيامبر صلى الله عليه و آله به ايشان اشاره كرد كه متعرّضش نشويد سپس از جا برخاست و وارد منزل شد و دنبال آن مرد فرستاد و كمك بيشترى كرد، آنگاه فرمود: آيا به تو احسان كردم؟ مرد بياباننشين گفت: آرى، خداوند از خانواده و قبيلهات به تو جزاى خير دهد، پس پيامبر صلى الله عليه و آله به آن مرد گفت: تو آنچه را
«١٩٥» اين حديث را ابوداوود، در ج ٢، ص ٥٦٤ و ترمذى در ج ٣، ص ٢٦٢ از حديث ابن مسعود نقل كرده و مى گويد: از اين جهت عجيب است ، و در مسند احمد، ج ١، ص ٣٩٦ نيز آمده است .
«١٩٦» اين حديث را صدوق در معانى ، ص ٨١ و عيون ، باب سى ام ضمن حديثى طولانى از حسن بن على از دايى اش نقل كرده مى گويد: پيامبر (صلى اللّه عليه و اله ) همواره گشاده رو و نرمخو و خوش برخورد بود و هيچ گاه ، خشن و درشتخو نبود » و نيز » در آن حديث آمده است ، هرگاه خشمگين مى شد، صورتش را برمى گرداند و اظهار نفرت مى كرد و هرگاه خشنود مى شد، چشمش را مى بست . و در صحيح بخارى ، ج ٤، ص ٢٢٩ و ٢٣٠ نظير اين حديث آمده است .
«١٩٧» اين حديث را ابوالشيخ با سند نيكو » به طورى كه در المغنى آمده » از عايشه نقل كرده است .
«١٩٨» اين حديث را ابوداوود، در ج ٢، ص ٥٥٠ و ترمذى در الشمائل ، ص ٢٥ نقل كرده اند.
«١٩٩» اين حديث را نسائى در ج ١، ص ١٧٥ و بخارى در ج ١، ص ٦٣ نقل كرده اند.