راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٢٦ - باب اوّل در وجوب و فضيلت امر به معروف و نهى از منكر و نكوهش ترك آنها
پايدار ماندند و علماى دينى و دانشمندان آنان را از آن رفتار منع نكردند، عذابها بر ايشان فرو ريخت. بنا بر اين شما امر به معروف و نهى از منكر كنيد و بدانيد كه امر به معروف و نهى از منكر هرگز اجل را نزديك و روزى را قطع نمىكند، زيرا آنچه خداوند مقرر فرموده همچون قطرههاى باران از آسمان به زمين فرود مىآيد و به هر كسى به مقدار زياد يا كم كه خدا مقدّر كرده است، مىرسد، پس اگر به كسى از شما مصيبتى در خانواده يا مال و يا جانتان رسيد يا آن كه از برادر مسلمانى درباره خانواده يا مال و يا جانتان خشونتى«٣٧» ديديد، نبايد نسبت به او برآشفته شويد، زيرا كه فرد مسلمان تا وقتى كه مرتكب عمل پستى نشده از خيانت دور است عملى كه هر گاه بين مردم فاش شود شرم مىكند و فرومايگان اصرار به نشر آنها دارند مانند قمار باز برندهاى كه در نخستين موفقيّت از تير بازيش انتظار جلب منفعت و دفع ضرر دارد، همچنين شخص مسلمانى كه از خيانت دور است، از خداى تعالى يكى از دو نيكى را انتظار دارد يا دعوت حق را لبيك گويد كه آنچه نزد خداست براى او بهتر است و يا روزى خدا را مىخواهد براى اين كه داراى خانواده و ثروت شود و ديانت و شخصيت داشته باشد، زيرا مال و اولاد زراعت دنيا و عمل صالح زراعت آخرت است و گاهى خداوند هر دوى آنها را براى مردمانى فراهم مىآورد.»«٣٨»
از امام صادق عليه السّلام نقل شده است كه فرمود: «خداوند دو فرشته به سوى مردم شهرى فرستاد تا آن شهر را بر سر مردمش خراب كنند، وقتى كه فرشتگان به آن شهر رسيدند، مردى را در حال دعا و تضرّع ديدند، يكى از فرشتگان به رفيقش گفت: آيا اين شخص را نمىبينى كه دعا مىكند؟ او گفت: مىبينم، اما دستور پروردگارم اجرا مىكنم. آن فرشته گفت: اما من دست به كارى نمىزنم بلكه نزد پروردگارم برمىگردم. و به درگاه خداوند بازگشت و عرض كرد: پروردگارا! من به آن شهر رسيدم و فلان بنده تو را ديدم كه به درگاه تو دعا مىكند و مىنالد. خداوند فرمود: برو و دستورى را كه داده بودم اجرا كن. زيرا او مردى است كه هرگز چهرهاش را به سبب معصيت من در هم نكشيده
«٣٧» در متن كلمه جفوة به معناى خشونت و تندى آمده است اما در ماءخذ اصلى (ج ٥ كافى ) غفيرة آمده است كه صحيح تر است و معناى جمله چنين مى شود: در برادر مسلمانى مال و اولاد فراوانى ديديد، باعث حسد شما نسبت به او نشود.
«٣٨» كافى ، ج ٥، ص ٥٧، شماره ٦.