راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٢١ - باب اوّل در وجوب و فضيلت امر به معروف و نهى از منكر و نكوهش ترك آنها
آن حضرت مىفرمايد: «كارهاى نيك در برابر جهاد در راه خدا به قدر آب دهان انداختن در دريايى ژرف است، و تمام اعمال نيكو و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منكر بيش از آب دهان در برابر اقيانوسى ژرف نمىباشد.»«٢١»
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «همانا خداى تعالى از بنده مىپرسد: چه باعث شد كه منكر را ديدى و نهى از منكر نكردى؟ هر گاه خداوند دليلى را به بندهاش تلقين كند، مىگويد:
پروردگارا! به تو اعتماد ورزيدم و از مردم فاصله گرفتم.»«٢٢»
آن حضرت فرمود: «مبادا ميان معابر و بر رهگذرها بنشينيد، گفتند: ما ناگزير از نشستنيم، زيرا رهگذرها انجمن ماست و در آنجاها گفتگو مىكنيم. فرمود: اگر نمىخواهيد اين مكانها را ترك كنيد پس حق آن را ادا كنيد، عرض كردند: حق راه چيست؟ فرمود: چشم پوشيدن [از نامحرم] و آزار نرساندن [به مردم] و جواب سلام [ديگران] را دادن و امر به معروف و نهى از منكر.»«٢٣»
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «تمام سخنان فرزند آدم به زيان اوست نه به سود او، جز امر به معروف يا نهى از منكر و ذكر خدا.»«٢٤»
آن حضرت فرمود: «همانا خداوند خواص را به واسطه گناهان عامه مردم عذاب نمىكند مگر اين كه منكرى بين آنها ظاهر شود در حالى كه خواص مىتوانند نهى از منكر بكنند ولى نكنند.»«٢٥»
ابو امامه باهلى از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كرده است كه فرمود: «چگونه خواهيد بود وقتى كه زنان شما سركشى كنند و جوانانتان فاسق شوند و شما جهاد را ترك كنيد؟ عرض كردند:
«٢١» عراقى گويد: اين حديث را ابومنصور ديلمى در مسند الفردوس با اكتفاى به سطر اول از حديث جابر با اسناد ضعيف نقل كرده ولى سطر ديگر را على بن معبد در كتاب الطاعة و المعصية از روايت يحيى بن عطا به طور مرسل نقل كرده است كه من اين شخص را نمى شناسم . مى گويم : در كافى ، ج ٥، ص ٥٩ نظير همين آمده است .
«٢٢» اين حديث را ابن ماجه در سنن به شماره ٤٠١٧، از قول ابوسعيد خدرى نقل كرده است .
«٢٣» اين حديث را مسلم در ج ٧، ص ٣ از قول ابوسعيد خدرى نقل كرده است .
«٢٤» اين حديث را ابن سنى در كتاب عمل اليوم و الليله ، ص ٣ نقل كرده و ابوداوود و ابن ماجه از قول عدى بن عدى نظير آن را نقل كرده است .
«٢٥» اين حديث را احمد در مسند خود، ج ٣، ص ١٩٢ از قول عدى بن عميره نقل كرده و ابوداوود در سنن ، ج ٢، ص ٤٣٨ از حديث عدى بن عدى نظير آن را آورده است .