معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٣ - استدلال عقلى بر توحيد
تمام نيازمنديهايش به دست خود او و يا به دست مخلوقاتى كه او مىآفريند؛ تأمين مىشود؛ اينك اگر فرض كنيم كه عالم چند خدا داشته باشد بايد چند تا سيستم باشد كه هر كدام مكتفى بالذات باشد. خودكفا باشد و احتياجى به ماوراى خود نداشته باشد اگر عالم انسان يك خدا، عالم حيوانات هم يك خدا، عالم گياهان هم يك خدا و عالم جمادات هم يك خدا داشته باشد لازمهاش اين است كه عالم انسانى به خداى خودش نيازمند باشد و به آنچه او آفريده است ديگر به آفريدگان يك خداى ديگر نبايد كارى داشته باشد؟ آن يك سيستم مستقل و جدايى است يعنى نبايد از هوايى كه خداى ديگر آفريده و در حيطهى تصرف اوست استفاده كند؛ آن ملكِ آن خداست و در دست اوست. و اين نبايد نيازى به ماوراى خود و سيستم او داشته باشد و تمام ارتباط وجوديش بايد با خداى خودش باشد و چيزهايى كه واسطه بين او و خداى خودش هست اما عرْضاً به سيستم ديگرى نبايد احتياج داشته باشد؛ اگر چنين عالمى فرض كنيم كه اين گونه سيستمهاى منعزل و ايزوله در آن، وجود داشته باشد آيا اين عالم قابل دوام است؟ فرض كنيد ما آفريده شدهايم و يك خدايى خودش ما را جدا خلق كرده و هيچ كارى با خداى زمين و آسمان و هوا و... ندارد؛ حالا فرض كرديم كه ما را خلق كرد؛ آيا ما كه اينگونه به وجود آمدهايم مىتوانيم بدون هوا زندگى كنيم، مىتوانيم بدون آب زندگى كنيم و فرض كرديم كه آب و هوا از آن خداى ديگرى و سيستم ديگرىست كه از ما جداست و اگر ما مىتوانستيم جدا زندگى كنيم و احتياجى به آن خدا و آفريدههايش نداشتيم، مىتوانستيم گفت كه يك خدا داريم و يك خالق، و آن هم يك خدا دارد و خالق ديگر. اما عالم اين طور نيست. مىبينيم هيچ موجودى و سيستمي بدون ارتباط با موجودات ديگر تحقق پيدا نمىكند و اگر هم تحقق پيدا كند دوام پيدا نمىكند اگر هم فرض بكنيم كه اين خدا انسان را بدون مادهاى خاكى و بدون نطفهاى به وجود آوَرَد، اين انسان بايد تنفس كند و بايد غذا بخورد، از آب، از غذا، از گياه، از گوشت حيوانات بايد استفاده كند و اگر استفاده نكند مىميرد «لَوْ كانَ فيهِما الِهَةٌ اِلاَّ اللهُ لَفَسَدَتا» اگر فرض مىكرديم كه اين عالم سيستمهايىاست كه هر كدام خدايى دارد، نظام اين عالم از هم مىپاشيد، از بين مىرفت و دوام نمىآورد. چون مىبينيم اين موجودات بدون احتياج به موجودات ديگر تحقق پيدا نمىكنند و نمىتوانند ادامهى وجود بدهند و فاسد مىشوند و از بين مىروند، پس اين وحدتى كه در عالم حكمفرماست از نظر نظام مشهود است و همه مىتوانند آن را درك كنند. البته سطح دركها فرق مىكند، ولى همه اين مطلب را درك مىكنند كه اجزاى اين عالم به هم پيوسته و همبسته است و منعزل از يكديگر نيست و نظام واحدى بر