معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٣٧ - انسانيت انسان، به روح اوست؟
روشنترين آيات در اين زمينه، آيات خلقت نخستين انسان است كه در آنها تعبير «نفخ روح» بكار رفته است:
حجر / ٢٩؛ ص / ٧٢: «فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِين».
پس چون او را به هنجار و موزون كردم و در او از روح خود دميدم، بر او سجده بريد!
از اين آيات مىخواهيم استفاده كنيم كه حقيقت روح، چيزى غير از بدن است و تا آن نباشد، انسان بوجود نمىآيد. كرامتى كه خدا به انسان مرحمت فرمود و مظهر آن امر به سجدهى فرشتگان در برابر اوست؛ در نكتهى «نفخت فيه من روحى» نهفته است و گرنه بدن، تنها، لياقت آن سجده را ندارد.
در مورد اينكه آيا روح از سنخ بدن است يا لطيفتر از آن؛ برخى از متكلّمان و محدّثان ما، به استناد همين ظاهر آيات معتقد شدهاند كه روح موجودىاست غير از بدن، و پس از بدن نيز باقى مىماند امّا غير مادّى هم نيست بلكه از سنخ مادّه است منتها لطيفترين مادّه؛ ايشان استناد مىكنند به برخى از روايات كه در آنها تعبير «جسم لطيف» در مورد روح آمده است. اجمالاً عرض مىكنيم كه: اولاً اين روايات از نظر سند اعتبار ندارد، ثايناً بفرض اعتبار، از قرآن معتبرتر نيست و چيزىاست در حدّ همين تعبير «نفخت فيه من روحى».
و حتّى اگر فرض كنيم از جهت دلالت ازاين هم روشنتر باشد؛ باز جاى اين سؤال باقىاست كه آيا ظهور «نفخ» در معناى جسمانيّت، روشنتر است يا «جاء ربّكء و الملك صَفّاً صفاً»؟ ظاهر لفظ آيه اينست كه العياذ بالله، خدا مثل فرماندهى جلو مىآيد و فرشتگان در صفهايى از پسِ او!
مىپرسيم آيا كسى حق دارد به اين آيه براى جسمانيّت خدا [العياذ بالله]، استناد كند؟ مىگويند: در آنجا (در مورد خدا) دليل قطعى داريم كه جسم نيست و لذا از دلالت ظاهر آيه دست مىكشيم.
مىگوييم: در اينجا (در مورد روح) هم براهين عقلى بر خلاف ظاهر لفظ اقامه شده و بايد بفهميم كه ظاهر لفظ «نفخ» (= دميدن و فوت كردن) مراد نيست؛ به تعبير فنّى اصولى خودمان: در اينجا قرينهى عقلى وجود دارد بر اينكه ظاهر لفظ مراد نيست و معناى ديگرى، مراد است.
و اگر بگويند: به استناد دليل عقلى نمىتوان دست از ظهور دليل نقلى برداشت، لازمهاش اينست كه ما حق نداشته باشيم كه برهان عقلى بر عدم جسمانيّت خدا را بپذيريم؛ و بايد ظهور ابتدائى اينگونه آيات را در جسمانيت خدا[العياذ بالله] بپذيريم در صورتى كه مىدانيم؛ آن خدايى كه جسم باشد؛ خدا نيست! راستى چه فرقىاست بين برهانى كه اصل وجود خدا را اثبات مىكند و برهانى كه عدم جسمانيّت او را ثابت مىكند؟؛ چگونه در اوّلى حق استفاده از عقل را داريم و در دوّمى نداريم؟ يك