معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٧٦ - شبهه هاى جبرى ها و پاسخ به آنها
صالحى به وجود آمده است در برابر بچّهاى كه از زنا بهم رسيده است كه در اين يك، اقتضاء گناه بيشتر است ولى در هيچيك به حدّ جبر نمىرسد.
٢ ـ جواب سطحى ديگر اينكه: طبيعت دخالتى در خوب و بد شدن ندارد، بلكه خدا از پيش مىدانسته است، چه كسانى با اختيار خويش، راه خوب را انتخاب خواهند كرد و چه كسانى بد را؛ دستهى نخستين را از طينت خوب آفريده و دو ديگر را از بد. و اين شبيه آنست كه باغبانى هر گُلى را متناسب با ارزش و مقدار رشد و بالندگى آن، در گلدانى مناسب قرار مىدهد. گلدان تأثيرى در خوب و بد شدن گل ندارد؛ طينت نيز تنها ظرفىاست متناسب با روحى كه بناست با اختيار خودش، خوب يا بد شود و ظرفِ طينت هيچ تأثيرى در خوب و بد شدن مظروف خود ندارد.
٣ ـ جواب دقيقتر اينست كه: ما طينت را (چنانكه در دو جواب پيشين) به همان معناى متعارفى كه به ذهنمان مىآيد؛ نگيريم بلكه منظور از طينت و يا ماء عذب و مالح (شور)[١]، اين جهانى نيست؛ چنانكه علّيّين در آيهى:
مطّففين / ١٨: «إِنَّ كِتابَ الأَْبْرارِ لَفِي عِلِّيِّين».
و سجيّن:
مطّففين / ٧: «إِنَّ كِتابَ الفُجّارِ لَفِي سِجِّين».
نيز، چيزهايى در اين عالم نيست. بلكه اينها مربوط به عالمى ديگر است كه در آن عالم، نظام ديگرى حكمفرماست.
براى تقريب ذهن، مىتوانيم از مباحثى كه در معقول، مطرح شده است، كمك بگيريم كه مىگويد وجود داراى مراتبىاست و مرتبهى پايين و فرودين وجود، معلول مرتبهى فرازين است و جلوهى از جلوههاى آن مىباشد.
آنچه در اين عالم هست به حسب طبع اين عالم، داراى شؤون مختلف و متفاوتىاست و وجودش در پهنهى زمان و مكان گسترده است؛ امّا در عالم بالاتر با يك وجود جمعتر، موجود است. تعبيرى مىگويد: «المتفرّقات فى وِعاء الزّمان، مجتمعات فى وعاء الدّهر» اين پديدههايى كه در پهنهى زمان و مكان گسترده و طبيعت اين جهانى موجب جدائى اجزاء و شؤون پديدههاى آن شده است در عالم بالاتر چنين نيست و اين پراكندگى در زمان و مكان،
[١] در برخى روايات آمده است كه خداوند در آغاز خلقت، آبى شيرين و گوارا آفريد و آبى شور و تلخ؛ سپس مؤمنان را از آن آب شيرين و كفّار را از آب شور و تلخ آفريد.