معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٩ - توحيد ذاتى ـ صفاتى ـ افعالى
مىگويد اين كمال را هم دارد ولى اين كمال چيزى غير از ذات نيست؛ ما مفهوم علم را ابتدا در خودمان درك مىكنيم. آيا ممكن است كسى كه اين جهان را آفريده است ناآگاه باشد؟ محال است كسى كه علم و آگاهى ندارد جهانى از روى حكمت بيافريند پس مىگوييم خدا عالم يا حكيم است. اين مفاهيم را ما ابتدا از خود به دست مىآوريم منتهى به خدا نسبت مىدهيم، از جهت اينكه خدا فاقد هيچ كمالى نيست. پس منشأ انتزاع اين مفاهيم جز ذات مقدس الهى چيز ديگرى نمىباشد. علم چيز ديگرى نيست كه به خدا متصل باشد يا اضافه بشود يا با خدا اتحاد پيدا نمايد، فقط ذات بسيط الهىاست كه عقل اين مفاهيم را به آن نسبت مىدهد. اين معنا را كه صفات الهى چيزى غير از خود ذات نيست در اصطلاح فلاسفه و متكلمان توحيد صفاتى گويند و شايد آنچه در خطبهى نهجالبلاغه آمده است، اشاره به همين مطلب باشد:
«نَفْىُ الصِّفاتِ عَنْهُ»[١]؛ توحيد هنگامى كامل مىشود كه ما صفاتى كه غير از خود ذات باشد از خدا نفى كنيم علم خارج از ذات و علم مغاير با ذات، به خداوند نسبت ندهيم و الاّ توحيد، ناقص است. زيرا يك نحو تعدد قائل مىشويم. يعنى يكى خداست و يكى هم علم او، يكى قدرت او، يكى حيات او و غيره. پس معناى توحيد صفاتى در اصطلاح فلاسفه و متكلمان آنست كه خداى متعال صفاتى زائد بر ذات خود ندارد.
و اما توحيد افعالى: در اصطلاح فلاسفه و متكلمان منظور از توحيد افعالى اين است كه خدا در كارهايى كه انجام مىدهد نيازى به كمك و يار و ياور ندارد. در انجام دادن هر كار، مستقل و يگانه است. در مقابل، برخى از مشركان و منحرفان قائل بودند كه تا چيزها يا كسان ديگرى نباشند خدا نمىتواند كارى انجام دهد و حتماً كارهايى كه مىخواهد انجام دهد بايد به كمك ديگران انجام گيرد و البته اينجا يك نكته دقيق ديگر هم هست كه اشاره مىكنم و آن اين كه فرق است كه بگوييم خدا كارى را با اسبابى انجام مىدهد اما با اسبابى كه خودش مىآفريند يا بگوييم خدا بدون اسباب نمىتواند كارى انجام بدهد؛ اين دو مسأله با هم فرق دارند. در بحثهاى آينده انشاءالله بيشتر روشن خواهد شد كه فرق بين اين دو تعبير چيست، كه خدا كار را با اسباب انجام مىدهد يا خدا كارى را بى سبب نمىتواند انجام دهد. انشاء الله، توضيح اين مطلب خواهد آمد.
پس منظور از توحيد افعالى در اصطلاح معقول و اهل كلام آنست كه انجام دادن كارهاى
[١] نهج البلاغه، اوائل خطبه اول.