معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٩٦ - ١ ـ شناخت
علم منحصر به طرق عادى نيست؛ و راه غير عادى، منحصر به انبياء نيز نيست. نكتهى ديگر اينكه: وحى در اينجا، غير از وحىِ ويژهى انبياست. وحى در استعمال قرآنى. شامل الهام نيز مىشود يعنى ادراكى غير عادى كه از سوى خداى متعال به كسى اعطا مىگردد.
پرسش: آيا اين اندامهاى ادراكى كه در اختيار همهى انسانهاست و نيز ابزار باطنى عقل، براى حصول آنچه مورد نياز انسان در زندگى اوست؛ كافىاست و مىتواند با آنها مفاسد و مصالح خود را تشخيص دهد؛ و با آنها هدف از آفرينش انسان كه آزمايش اوست، تحقّق مىيابد؟
قرآن، خود مىفرمايد كه دانشى كه به انسانها اعطاء شده است؛ دانش ناچيزى ست. به عبارت ديگر، علم عادى انسانها بسيار محدود است. زيرا هر ابزار شناخت، داراى بُرد ادراكى محدودى ست؛ نيز تحقّق ادراك، مشروط به شرايطى است، همه وقت و همه جا اين ادراكات حاصل نمىشود؛ همچنين در ادراكات ما، خطاهايى پيدا مىشود؛ در تعقّل و تفكّر نيز انسان دچار اشتباه مىشود.
قرآن گاه مىفرمايد:
اسراء / ٨٥: «وَما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاّ قَلِيلا».
جز اندكى از دانش به شما داده نشده است.
نيز، مىفرمايد:
بقره / ٢١٦: «كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَعَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لا تَعْلَمُون».
جهاد تكليف شماست اگرچه براى شما ناپسند باشد؛ بسا چيزى را ناپسند مىداريد و همان براى شما بهترين است چنانكه بسا چيزى را دوست مىداريد و براى شما بدترين است خدا مىداند و شما نمىدانيد.
پس بىشك، ابزارهاى ادراكى انسان، بگونهاى نيست كه بتواند در راه تكامل وى، تمام نيازهايش را تأمين كند. و همين محدوديّت، خود دليل لزوم نبّوت است؛ اگر علم انسان تأمين كنندهى نيازهايش مىبود، احتياجى به وحى نبود، پس با توجّه به انيكه حكمت الهى مقتضى ست كه انسان مصالح و مفاسد خود را بشناسد تا آگاهانه انتخاب كند؛ عقل حكم مىكند كه بايد راه ديگرى وجود داشته باشد. ما فعلاً در مقام بيان برهان نبوّت نيستيم، تنها اشاره داريم براينكه محدوديت شناخت انسان، موجب وجود نوع ديگرى از علم است؛ در اين زمينه بيانهاى مختلف وجود دارد كه شايد بيشتر آنها هم رسايى كامل را نداشته باشد. چنانكه