معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٨٢ - جبر فلسفى
شبههى جبر طبيعى: برخى شبهه كردهاند كه قوانين طبيعت ايجاب مىكند كه كار خاصّى از آدمى، سر بزند واين عوامل، ستيزه ناپذيرند؛ و ربط آن با فعل اختيارى انسان مُبتنى بر اين است كه افعالى كه از انسان سر مىزند مَبادى خاص روانى از ادراك و تمايلات، دارد؛ كه بى ارتباط با امور طبيعى و جريانهاى طبيعى خارج نيست. همانطور كه ديدن ما، گرچه كارى ست كه از نفس سر مىزند، ولى در اختيار نفس نيست، تحقّق شرائط طبيعى رؤيت در خارج، موجب ديدن مىگردد و اين ديدن يكى از عناصرىاست كه در فعل اختيارى ما مؤثر است؛ گواه اين تأثير اينكه تا چيزى را نديده است احساس تمايل به آن را نيز ندارد، وقتى نگاهش افتاد، ارادهاش هم به انجام تعلّق مىگيرد:
بابا طاهر شاعر عارف مىفرمايد:
زدست ديده و دل، هر دو فرياد *** كه هر چه ديده بيند، دل كند ياد
بسازم خنجرى نيشش زپولاد *** زنم بر ديده تا دل گردد آزاد
و عكس آن نيز صادق است كه گفتهاند:
از دل برود، هر آنكه از ديده برفت.
بارى، اين ديدن يك امر غير اختيارى و تابع قوانين طبيعى است؛ پس چيزى هم كه بر آن مترتّب مىگردد، تابع همين قوانين خواهد بود.
تمايلات آدمى نيز گرچه ناشى از غرائزىست كه در ماست؛ امّا بى ارتباط با طبيعت نيست.[١] در علوم روانتنى نيز اثبات كردهاند كه عوامل طبيعى، موجب برانگيخته شدن تمايلات ويژه در انسان مىگردد؛ خودمان هم كم و بيش آزمودهايم و معروف است كه زعفران شادى مىآورد؛ عدس، رقّت قلب ايجاد مىكند.
نيز قانون مسلّم وراثت؛ كه براساس آن، آدمى بسيارى از ويژگيهاى اجداد خود را به ارث مىبرد. و اگر نگوييم صفات اكتسابى را، دستكم دستهاى از صفات بطور مسّلم با وراثت، انتقال مىيابد.
پس با توجّه به همهى اين عوامل مؤثر طبيعى، وقتى كه ما براى انجام كارى اراده مىكنيم، اين اراده، از يك سلسله عوامل طبيعى سرچشمه گرفته است (گرچه در ظاهر به نظر آيد كه بى مقدّمه، اراده كردهايم) و اين جبر است؛ زيرا پيدايش معلول، نتيجهى يك سلسله، علل طبيعى ست كه طبق قانون جبرى طبيعت، تحقّق مىيابد.
[١] در اين تعبير خودِ ما، جزئى از طبيعتيم.