معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٧٣ - شبهه هاى جبرى ها و پاسخ به آنها
تكوير / ٥: «وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَت».
انعام / ٣٨: «وَما مِنْ دَابَّة فِي الأَْرْضِ وَلا طائِر يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلاّ أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْء ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُون».
***
اكنون آنچه مورد بحث است، اختيار انسان است.
تعريف ما از اختيار انسان در اين بحث اين شد كه انسان، داراى جاذبههاى درونى مختلفىاست كه مىتواند با فعاليّت درونى خود، يكى را بر ديگرى ترجيح دهد و آنرا انتخاب كندو اين اختيار، ملاك تكليف است. هرجا تكليفى نبود، دليل است بر اينكه چنين اختيارى وجود ندارد؛ هر چند اختيار بمعناى ديگرى وجود داشته باشد.
آياتى داريم كه با دلالت مطابقه و با صراحت، دلالت براختيار انسان مىكند:
كهف / ٢٩: «وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شاءَ فَلْيَكْفُر».
كلامى صريحتر از اين آيه، در مورد اختيار نمىتوان يافت. خدا حجّت را بر مردم تمام كرده، راهها را به آنان نشان داده و پيامبران را فرستاده است:
نساء / ١٦٥: «لِئَلاّ يَكُونَ لِلنّاسِ عَلَى اللهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُل».
و اينك نوبت مردم است كه:
«فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شاءَ فَلْيَكْفُر».
انفال / ٤٢: «لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَة وَيَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَة».
شبهههاى جبرىها و پاسخ به آنها
در كنار آياتى كه ذكر كرديم، آيات ديگرى هست (به علاوهى پارهاى از شبهات عقلى) كه موجب توهّم جبر است؛ يكدسته از اين آيات مىفرمايد كه مشيّت و ارادهى شما، محكوم مشيّت خداست و مشيّت خدا بر شما غلبه دارد:
تكوير / ٢٩: «وَما تَشاؤُنَ إِلاّ أَنْ يَشاءَ اللهُ رَبُّ الْعالَمِين».
آيه ايهام دارد كه اگر خدا بخواهد، در ما مشيّتى پيدا مىشود و اگر نخواهد، ما نيز نخواهيم خواست و كارى انجام نمىدهيم. پس آنچه مؤثّر است، خواست خداست و ما ابزار بى ارادهاى بيش نيستيم.
دستهى ديگر: آياتىاست كه مىفرمايد آنچه انسان انجام مىدهد، بايد به اذن خدا باشد: