معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٧ - خداشناسى فطرى
كه وقتى اين گرايش، اين ميل، اين خواست بيدار باشد، زنده باشد، جز به وسيلهى پرستش خدا ارضاء نمىشود. چون اين معنا نسبت به ساير معانى از ذهن دورتر است اندك توضيحى در اين باره مىدهيم و سپس به اصل بحث مىپردازيم:
شايد همهى كسانى كه در دل خود نسبت به كسى احساس محبّت مىكنند، (مخصوصاً اگر اين احساس شديد باشد) درك كرده باشند كه وقتى به محبوب خودشان مىرسند دوست دارند در مقابل او نوعى، خضوع كنند. اين خواستى است كه براى آن نمىتوان دليل عقلى آورد كه چرا محب در مقابل محبوب مىخواهد خضوع كند. مثلا خم مىشود و دست يا پايش را مىبوسد. دلش مىخواهد در مقابل او كوچكى كند. اين خواستىاست كه توجيه عقلانى ندارد. ولى يك خواست فطرىاست كه به اين وسيله ارضاء مى شود هر قدر محبت خالصتر و شديدتر باشد اين خواست هم شديدتر است تا آنجا كه گويى محب مىخواهد در مقابل محبوبش فدا شود. مرتبهى شديد اين خواست فطرى را ما مىتوانيم پرستش بناميم.
عشقى كه پاك و خالص باشد به اينجا منتهى مىشود كه عاشق مىخواهد در مقابل معشوقش فانى شود و آنقدر كوچكى كند كه گويى مىخواهد هيچ بشود. در مورد خداى متعال چنين خواستى وجود دارد. كسانى كه خدا را بشناسند و محبت خدا در دلشان بيدار شود، چنين خواستى در وجودشان پيدا مىشود كه مىخواهند در مقابل خدا خضوع كنند. نه براى اين كه مزدى بگيرند بلكه اصلا مقتضاى اين محبت اين است كه مىخواهند در مقابل خدا كوچكى و بندگى كنند و پرستش كنند و اين خواستشان تنها با خود عبادت ارضاء مىشود. عبادت خدا براى آنها وسيلهى رسيدن به هدفهاى ديگر نيست. بلكه خود، هدف است. اين است كه شب را تا صبح در بيدارى به مناجات مىگذرانند بدون اينكه احساس خستگى كنند و دلشان مىخواهد اين شب سالها ادامه پيدا كند و آنها همچنان با راز و نياز با محبوبشان بگذرانند؛ آيا عاشقى كه منتظر وصل معشوق بوده و پس از مدتها انتظار، لحظهاى به وصال او رسيده، مىخواسته است تا پولى از او بگيرد؟! يا تقاضاى مقامى از او بكند؟! يا خود اين وصال براى او مطلوبيت دارد؟ براى اين هدف همه چيز را در اين راه فدا مىكند. كسى كه خدا را شناخت و محبت خدا در دل او بيدار شد؛ عاشق مناجات با خداست و سير نمىشود. عبادت براى او چنان لذتى دارد كه همه چيز را فراموش مىكند. به هر حال منظور از خدا پرستى فطرى عبارت است از چنين گرايشى كه در نهاد انسان وجود دارد و مىخواهد در مقابل محبوب خضوع و كرنش كند و او را عبادت نمايد. بحث در اينجا مربوط به خداشناسى