معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٥٧ - منظور از خليفه در آيه ى شريفء چيست؟
جانشينى به جاى گذشتگان است شواهد تعيين كنندهاى نيز پيدا مىشود (ولى به هر حال براى صاحبنظران جاى تأمّل و نظر باقى ست):
مثلاً مىفرمايد:
اعراف / ٦٩: «وَاذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفاءَ مِنْ بَعْدِ قَوْمِ نُوح».
قوم نوح، مورد عذاب الهى واقع شدند و ما شما را جانشين آنها كرديم.
در مواردى هم تعبير:
اعراف / ١٢٩: «يَسْتَخْلِفَكُم».
و در مورد ديگر:
ابراهيم / ١٩: «إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَأْتِ بِخَلْق جَدِيد».
(كه به همان معنى يستخلف مىباشد) آمده است، به هر حال به نظر مىرسد كه در اين موارد منظور، جانشينى انسانهاست؛ مخصوصاً انسانهايى كه اكثراً عاصى بودهاند؛ پس به معناى جانشينى خدا نيست بلكه جانشينى به جاى گذشتگان است.
برخى در مورد آيهى پيشينِ «إِنِّي جاعِلٌ فِي الأَْرْضِ خَلِيفَة» كه دربارهى حضرت آدم است، نيز گفتهاند كه در اينجا هم خلافت از گذشتگان است؛ يعنى پيش از آدم روى زمين، موجوداتى بوده است يا انسانهايى كه منقرض شدهاند. يا چيزهايى مانند انسان كه در برخى روايات نسناس ناميده شدهاند و يا جنّ و چيزهاى ديگر... و اينك خدا مىفرمايد به جاى آنها آدم را آورديم. پس اين خلافت يعنى جانشينى آدم به جاى مخلوقات قبل از آدم.
شاهد هم مىآورند كه: فرشتگان گفتند: «أَتَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِد» چون فرشتگان، آن موجودات قبل را ديده بودند كه فساد و خونريزى مىكردهاند و مىگويند آيا باز مىخواهى موجودى خلق كنى كه افساد كند؟ به نظر مىرسد كه اين وجه، صحيح نيست و منظور، خلافت الهىاست زيرا:
اولاً: همينكه خدا به فرشتگان مىفرمايد: «من» خليفه قرار خواهم داد بى آنكه بگويد خليفه به جانشينى چه كسانى، خود اين ظهور دارد كه خلافت از خودِ «من» (=خدا)، مىباشد. اگر حاكمى اعلام كند: من جانشينى تعيين خواهم كرد، آنچه ابتداءً به ذهن مىآيد اين است كه به جاى خود، خليفه تعيين مىكند.
گذشته از اين، مىخواهد مطالبى براى فرشتگان بيان كند كه براى دريافت امر سجده آماده شوند. هنگامى كه خدا مىخواهد به فرشتگان بگويد: در نظر دارم موجودى بيافرينم، قاعدةً بايد آنرا معرّفى كند كه اين موجود چيست و يا اشاره كند كه چرا بايد آنها براى او سجده كنند.