معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٥٤ - مفهوم خلافت
هم بهانوار معصومين(عليهم السلام) باز مىگردد كه پيش از آفرينش آدم آفريده شده بودند و فرشتگان يارايى معرفت به آنها را نداشتند و اهميت آنها را نمىتوانستند درك كنند و آدم بود كه چنين لياقتى داشت و امتياز آدم به همين بود كه مىتوانست به مقام نورانيّت معصومان(عليهم السلام) اجمعين معرفت پيدا كند و...
ملاحظه مىفرماييد كه جمع اين روايات تا چه اندازه مشكل است.
امّا آنچه مورد توجّه ماست، همان جملهى اوّل است: «إِنِّي جاعِلٌ فِي الأَْرْضِ خَلِيفَة» مىخواهيم ببينيم كه منظور از خلافت چيست و اگر بتوان بدان مقام گفت؛ چه مقامى بود؟ نيز مىخواهيم بدانيم: خلافت از كيست؟ و نيز: آيا اين خلافت اختصاص به شخص حضرت آدم دارد يا شامل بعضى ديگر و يا همهى انسانها هم مىگردد؟ پس موضوع بحث تنها مسألهى خلافت حضرت آدم است و در مقام پاسخگويى به ساير مسائل نيستيم و اطمينان هم نداريم كه بتوانيم پاسخ دهيم.
مفهوم خلافت
خلافت از ريشهى خلف گرفته شده است به معناى پشت سر، فعلى كه از آن گرفتهاند: به معناى پشتِ سر آمدن و لازمهى آن، جانشين شدن است.
در قرآن كريم، به همين معنا الفاظى از همين خانواده به كار رفته است: هم در بارهى امور غير انسانى و هم دربارهى انسانها. از جمله در مورد انسان مىفرمايد:
مريم / ٥٩: «فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا».
اعراف / ١٦٩: «فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْكِتاب...».
خلف يعنى نسلِ پس از آنها، در استعمالهاى عادى نيز مىگوييم: خلفاً عن سلف؛ نسلى از پَسِ نسلى. در مورد اشياء غير انسان نيز بكار رفته است:
فرقان / ٦٢: «وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ وَالنَّهارَ خِلْفَةً لِمَنْ أَرادَ أَنْ يَذَّكَّرَ أَوْ أَرادَ شُكُورا».
روز و شب را جانشين (خِلْفه) يكديگر قرار داد. و چه بسا «اختلاف اللّيل و النّهار» كه در موارد زيادى از قرآن ذكر شده، به همين معنا باشد. كلمهى اختلاف، به معناى «پى در پى درآمدن» در موارد بسيار، به كار مىرود. در اول «زيارت جامعه نيز در خطاب به امامان معصوم(عليهم السلام) مىخوانيم: «و مختلف الملائكة» شما از خاندانى هستيد كه فرشتگان نزد شما رفت و آمد مىكنند.