معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١٨ - ب شناخت انسان و ارتباط آن با مسائل اصولى و اعتقادى ما
علامهى طباطبايى رضوان الله عليه، در ذيل اين آيه، بحث گستردهاى در معرفت نفس آورده و خواستهاند از سياق آيه استفاده فرمايند كه تأمّل در نفس، راهى براى هدايت است؛ چون صدر آيه تأكيد دارد بر اينكه: خودتان را بيابيد! و در خود تأمّل كنيد، سپس مىفرمايد: «لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُم» كه مفاد آن برحسب بيانى كه ايشان فرمودهاند اين است كه: هنگامى كه در نفس خود تأمل كنيد به هدايت مىرسيد و ديگر، ضلالت ديگران به شما زيانى نمىرساند. دستكم ما مىتوانيم اين بيان را به عنوان يك وجه در نظر بگيريم. نيز در قرآن، همچنانكه آياتى داريم مؤيد اين نظر كه معرفت نفس، راهى براى معرفت خداست، آياتى هم داريم كه نسيان نفس و غفلت و غفلت از شؤون نفس را، ملازم با فراموش كردنِ خدا، شمرده است:
حشر / ١٩: «نَسُوا اللهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُم».
بدينگونه، مىتوان دريافت كه توجّه به نفس با توجّه به خدا، يكنوع قرابت يا ملازمت دارد چنانكه نسيان و فراموشى نفس با فراموش كردن خدا.
روايات بسيارى نيز در همين زمينه از اهل بيت عصمت و طهارت ـ كه درود خدا و فرشتگان و پاكان و نيكان بر آنان باد ـ در كتابهاى روايى مضبوط است بويژه در كلمات قصار اميرالمؤمنين سلام الله و صلواته عليه كه در «غررالحكم» آمدى، جمعآورى شده است.[١]
بارى، پس مىدانستيم كه يكى از وجوه اهميّت شناخت انسان، همين است كه به خداشناسى كمك مىكند؛ چنانكه در روايت شريفه آمده است كه: راه شناخت خدا، خودشناسى است «من عرف نفسه عرف (يا: فقد عرف) ربّه».
ب: شناخت انسان و ارتباط آن با مسائل اصولى و اعتقادى ما:
١ ـ ارتباط انسانشناسى با نبوت:
اعتقاد به اينكه در ميان انسانها كسانى هستند كه به مقام نبوّت و رسالت مىرسند، يكنوع شناخت انسان است. مىدانيم، كه بهنگام بعثت پيامبران، هماره برخى شبهه مىكردند كه: انسان لياقت آنكه بدو وحى شود ندارد و خدا اگر مىخواست با ما سخن بگويد از طريق يكى از فرشتگان، چنين مىكرد. به هنگام بعثت پيامبر ما(صلى الله عليه وآله) نيز در مورد او گفتند:
مؤمنون / ٢٤: «ما هذا إِلاّ بَشَرٌ مِثْلُكُم...وَلَوْ شاءَ اللهُ لأََنْزَلَ مَلائِكَةً ما سَمِعْنا بِهذا فِي آبائِنَا الأَْوَّلِينَ».
[١] نمونههايى از آن را هم مرحوم علامهى طباطبايى ره، ذيل همان آيه ١٠٥ از سورهى مائده، آوردهاند.