معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠٦ - شياطينِ جِن
هر طرف مود اصابت قرار مىگيرند راندگانند؛ و عذاب پياپى براى آنانست؛ و مگر (يكى) دزدانه، گوش كند كه (در آنصورت نيز) شهابى نيز در پى او خواهد بود
مشابه اين مطلب در آيهى ديگرى آمده است:
حجر / ١٨ـ١٧: «وَحَفِظْناها مِنْ كُلِّ شَيْطان رَجِيم.إِلاّ مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ مُبِين».
و آن (آسمانها) را از هر شيطان راندهاى حفظ كرديم؛ مگر آنكه دزدانه گوش دهد كه شبهابى روشن او را دنبال خواهد كرد.
از اين آيات كاملاً و به طور روشن بر مىآيد كه شيطانها مىخواهند به سوى آسمانها بروند به منظور كسب اطّلاعات و تا اينجا هيچ شكّى در آيات نيست زيرا مورد آن «استراق سمع» است.
امّا اينكه آيا براستى منظور از آسمان همين آسمان محسوس است و همين ستارگان مانع مىگردند؛ يا اينكه آسمان ديگرى مراد است و آنجا نيز ستارگانى مناسب با خود دارد؛ و اين تشبيهى است كه براى تقريب ذهن ما انسانها فرموده است يعنى همانطور كه در عالم ظاهر؛ شهابهايى را ما ببينيم؛ در عالم معنى نيز به سوى شيطانها، تيرهايى پرتاب مىشود؛ اينها چيزى است كه درست نمىدانيم.
ظاهر آيات مىگويد كه همين آسمان محسوس، مورد نظر است زيرا كه صحبت از آسمان دنيا در بين است:
صافّات / ٩: «إِنّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَة الْكَواكِبِ.وَحِفْظاً مِنْ كُلِّ شَيْطان مارِد».
ما آسمان دنيا را به زيور اختران آراستيم و آنرا از هر شيطان گردنكشى حفظ كرديم.
و بسيارى بعيد است كه منظور را غير سماء دنيا بدانيم با اينكه بحث آيه، در مورد آسمان دنياست.
اين برداشت با سياق آيه ، سازگار نيست؛ مگر دليلى قطعى از وحى و كلام معصوم(عليه السلام)؛ پيدا شود.
البتّه اين نكته را بايد اذعان كرد كه در قرآن اسلوبى خاصّ، حاكم است وقتى دقّت مىكنيم نمونههايى مىيابيم كه گاهى صرفاً در مورد امور مادّى گفتگو مىكند و ناگهان به يك نقطهاى كه مىرسد، گريزى مىزند؛ مثلاً در سورهى نحل مىفرمايد: ما چارپايان را براى شما آفريديم تا بارهاى شما را از شهرى به شهرى بردارند... تا اينجا گفتگو از آفرينش شتر و اسب و امثال آن است؛ امّا هنگامى كه به موضوع مسافرت مىرسد، ناگهان مىفرمايد:
نحل / ٩: «وَعَلَى اللهِ قَصْدُ السَّبِيلِ وَمِنْها جائِرٌ وَلَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعِين».
بر خداست كه راه راست و ميانه را به شما بنمايد امّا بدانيد كه راههاى منحرف (نيز) وجود دارد واگر خدا مىخواست (و بنا بر اختيار نبود) همه را به مقصد، رهبرى مىكرد.