معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠٢ - كارهاى ديگر شيطان
جلوه مىدهد و بيش از حدّى كه به طور طبيعى لذّت دارد؛ در ذائقهى انسان لذيذ نشان مىدهد؛ چنانكه آدمى فكر مىكندراه حرام، دلچسبتر است. خيال مىكند مرغ همسايه غاز است.
حتّى در ادبيات ما، نمونههايى ازاين وساوس، راه يافته يا دستكم تصوير شدهاند.[١]
و اين از شگرفيهاى وساوس شيطان است كه آدمى با آنكه بارها و بارها مىآزمايد؛ باز گمان مىكند راه گناه، لذت بخشتر است.
و امّا آنچه از سوى خدا به او اجازه داده شده؛ در اين آيه آمده است:
اسراء / ٦٣: «قالَ اذْهَبْ فَمَنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزاؤُكُمْ جَزاءً مَوْفُورا».
گفت برو كه هركس از آنها از تو پيروى كند همانا دوزخ كيفرتان است؛ كيفرى تمام داده شده.
ـ از كارهاى ديگر شيطان، مشاركت در اموال و اولاد است يعنى كارى كه اموال و اولاد را به حرام مشوب مىكند.
و كار ديگر، وعده دادن به مردم. در قيامت مىگويد من كارى جز وعده دادن نكردم :
ابراهيم / ٢٢: «وَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُم».
به شما وعده دادم و خلاف آن را در مورد شما انجام دادم.(خُلف وعده كردم با شما).
از صحنههاى دوزخ يكى همين است كه چون مردم وارد مىشوند و در مىيابند كه جايگاهشان دوزخ است؛ با هم مجادله مىكنند و هر كى مىگويد تقصير ديگرى بود و همه مىگويند تقصير شيطان بود و گويى شيطان را به محاكمه مىكشند امّا شيطان مىگويد:
ابراهيم / ٢٢: «ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطان إِلاّ أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي».
من بر شما سُلطهاى نداشتم؛ فقط دعوتتان مىكردم شما هم لبيك مىگفتيد.
ـ كار ديگر شيطان ايجاد فراموشى در انسان است. وسايلى بر مىانگيزد كه آدمى ياد خدا را فراموش كند.
مجموعاً در مىيابيم كه شيطان يارايى ندارد كه كسى را مجبور به كارى كند؛ تنها وسوسه و دعوت مىكند و اگر كسانى به دنبال او رفتند، طوق بندگى او را به گردن نهادند؛ آنگاه شيطان بر آنها تسلّط مىيابد.
در آيهاى آمده است كه: شيطان را ولّى كسى نكردهايم جز آنكه خود بپذيرند و از دار و دسته و حزب او گردند:
نحل / ١٠٠: «ِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَه».
[١] رجوع كنيد به برخى از اشعار فروغ فرخزّاد بويژه شعر: گنه كردم، گناهى پُر زلذّت.