معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٨ - اجــل
در مورد هر امتى از امم انسانى:
اعراف / ٣٤: «وَ لِكُلِّ اُمَّة اَجَلٌ فَاِذا جاءَ اَجَلُهُمْ لا يَسْتأخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ».
در مورد هر فردى از افراد انسان:
منافقون / ١١: «وَ لَنْ يُؤَخِّرَ اللهُ نَفْساً اِذا جاءَ اَجَلُها...».
از آياتى كه دلالت دارد أجل از مصاديق قدر است اين دو آيه است كه يك مضمون دارند:
مرسلات / ٢١ ـ ٢٢: «فَجَعَلْناهُ فى قَرار مَكين اِلى قَدَر مَعْلُوم».
جنين را در شكم مادر در جايگاه محفوظى قرار مىدهيم تا مدت معينى.
حج / ٥: «... وَ نُقِرُّ فِى الاَْرْحامِ ما نَشاءُ اِلى أَجَل مُسَمّىً...».
همه آنچه دربارهى قدر گفته شد دربارهى اجل هم جارى است.
توضيح دربارهى كلمه «أجل»:
أجل دو جور استعمال مىشود: ١ ـ تمام مدت يك پديدهاى يا كار يا موجودى.
٢ ـ سرآمد مدت و انتهاى زمان.
در قرآن هم به دو معنى بكار رفته است:
١ـ تمام مدت: وقتى شعيب(عليه السلام) پيشنهاد ازدواج دخترش را به حضرت موسى مىدهد بشرط آنكه هشت يا ده سال چوپانى كند حضرت موسى مىگويد:
قصص / ٢٨: «اَيَّمَا الاَْجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلا عُدْوانَ عَلَىَّ».
هر كدام از اين دو مدت را به پايان رسانم بر من ظلمى نيست. به طول مدت أجل گفته شده است.
٢ ـ انتهاى مدت: آياتى كه مىفرمايد «اِلى اَجَل» معلوم است كه منتهى اليه منظور است. اينكه مىگوئيم أجلش فرا رسيد يعنى همان انتهاى عمرش.
البته اين دخالتى در بحث ما ندارد، وقتى منتهى اليه زمان را مشخص مىكنند در واقع كل زمان را هم تعيين كردهاند.
أجل هم قابل تغيير است بحسب اينكه از مصاديق تقدير است، اين أجل را أجل معقلّق مىگويند، مثل تقدير مشروط، يعنى معلق بر شرائط است. اجل، معلّق بر شيىء اى است اگر آن تحقق يافت أجل در اين زمان فرا مىرسد. دربارهى امّتها هم آيهاى داريم كه اجلشان قابل تغيير است:
نوح / ٣: «يَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَ يُؤَخِّرْكُمْ اِلى اَجَل مُسَمىً اِنَّ اَجَلَ اللهِ اِذا جاءَ لا يُؤَخَّرُ».
آن اجلى كه تغيير نمىيابد اجل الله است، اجلى است كه خدا تعيين كرده و مرحلهى نهايى است.
اين دو مطلب را در بر دارد: