معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٨ - كدام يكى از اين نظرها صحيح است؟
تجربه چنين چيزى را اثبات نمىكند، مگر اينكه تمام شرائط عالم را تجربه كنيم، يعنى بايد در تمام سرزمينهاى كرهى زمين و ساير كرات؛ همهى پديدههاى بىشمار طبيعت را تحت آزمايش قرار دهيم؛ آن وقت يك حكم كلّى بكنيم، ولى آيا چنين كارى براى بشر امكان دارد؟! پس آزمايش نمىتواند علت منحصر به بشر بياموزد. با روشن شدن اين مقدمه به جواب مىپردازيم:
پذيرفتن اعجاز به هيچ وجه به معناى انكار اصل عليت يا پذيرفتن استثناء در اصل عليت نيست، چون اوّلا اعجاز از آن جهت كه مستند به خداست، يك علت مفيضهى هستى بخش را در خود دارد؛ يعنى فرض پذيرفتن اعجاز، فرض پذيرفتن عليت خداست.
اما نسبت به علل طبيعى يعنى اگر معلولى بدون علت طبيعى بوجود آمد، آيا اين به معناى نقض قانون عليت است يا نه؟
با توجه به مقدمهاى كه گفتيم نمىتوانيم ادعا كنيم كه علت طبيعى براى پيدايش يك معلول؛ منحصر است به آنچه ما شناختهايم و راه ديگرى براى پيدايش معلول طبيعى وجود ندارد، بنابراين چنين چيزى را نمىتوانيم ادعا كنيم زيرا ممكن است در مواردى كه اعجاز تحقق پيدا مىكند؛ عللى موجود باشد غير از خدا، در طول وجود خدا، اسبابى كه ما به آنها آگاه نيستيم.
بعلاوه عليّت امور غير طبيعى براى امور طبيعى با قانون عليّت انكار نمىشود، هيچ علمى هم نمىتواند چنين چيزى را نفى كند (تأثير يك امر غير طبيعى در پيدايش يك امر طبيعى). نه تنها نمىتواند نفى كند بلكه چنين تأثيراتى را اثبات مىكند. كسانى كه رياضتهايى مىكشند و نيروهاى نفسانى خاصى پيدا مىكنند مىتوانند تصرفاتى كنند و پديدههايى بوجود آورند كه به وسيلهى اسباب طبيعى ميسّر نيست، و اين مسألهاى است كه بهيچ وجه امروز قابل تشكيك نيست، دست كم عمل مرتاضين (كه بطور تواتر كارهايش نقل شده است) قابل تشكيك نمىباشد. گروههاى علمى متشكل از دانشمندان مختلف مكرّراً كارهاى آنان را بررسى كردهاند تا ببينند طبق كدام قوانين طبيعى افعال آنها تحقق پيدا مىكند، و همه اعتراف كردهاند كه هيچ قانون طبيعى در كار اينها مؤثر نيست.
وقتى از مرتاضين كه در اثر رياضتهاى خاص، قدرتهايى پيدا مىكنند و چيزهاى عجيبى كه نمونههايش را شنيدهايم؛ انجام مىدهند چنين تصرفاتى ممكن باشد، چگونه ما مىتوانيم اعجازهاى انبياء الهى را انكار كنيم و بگوييم محال است.
پذيرفتن اينها به اين معنى است كه براى پديدههاى مادى، ممكن است علت فوق مادى و مجردى باشد. بنابراين ممكن است نفس پيغمبر و ارادهى پيغمبر يا ولىّ ديگر خدا در پيدايش