معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٧ - دنباله بحث در كليّات افعال الهى
اقوى» (اقوى از فاعل مباشر)، يعنى جرم را به فرمان دهنده بيشتر مىتوان نسبت داد تا كسى كه واسطهى اجرا يا فرمانپذير بوده است. در امور ماوراء طبيعى هم چنين مرتبهاى و چنين حقيقتى هست؛ يعنى تأثير فاعل ماورايى و غير طبيعى در عرض فاعل طبيعى نيست، بلكه اين تأثيرىاست در طول فاعل ماورائى و جاى آن را نمىگيرد؛ چنانكه آن نيز جاى اين را نمىگيرد ولى همان است كه اين فاعل طبيعى را به هنگام ايجاد يك پديدهى طبيعى ديگر ايجاد مىكند و به كار مىگيرد. امّا اين كه اين به كار گرفتن چهگونه است و آيا احتياجى به اين به كارگيرى دارد يا نه؛ بحث ديگرىاست كه انشاء الله در جاى خود اشاره خوهيم كرد. فعلا تكيه بر اين مسأله است كه استناد پديدههاى اين جهان به عوامل طبيعى و به خدا در يك سطح نيست و به اين معنا نيست كه خدا و طبيعت مجموعاً كارى را انجام مىدهند، چنين خدايى، خدا نخواهد بود. خدايى كه در كنار عامل طبيعى بايد با همكارى طبيعت كار انجام دهد، اين خدايىسخت نيازمند. كار خداى بى نياز اين گونه نيست به علاوه اين شرك است كه در كنار خدا عامل ديگرى را مؤثّر بدانيم كه به او احتياجى دارد. پس به اينصورت نيست؛ وقتى مىگوييم خدا گياه را مىروياند، خدا جانوران را به وجود مىآورد، خدا باد را حركت مىدهد، يا خدا شب و روز را به دنبال هم پديد مىآورد؛ بدين معنا نيست كه خدا بايد بنشيند كنار خورشيد و زمين و هر سه با هم كار بكنند تا روز و شب پديد آيد و مجموعهاى را تشكيل بدهند كه همه در كنار هم، در عرض هم باشند؛ اين غلط است، تفكر قرآنى اين نيست؛ پس چگونه است؟ يعنى خدا شب و روز را بدون ماه و خورشيد و... پديد مىآورد؟ بدون حركت زمين روز و شبى پديد مىآيد؟ اينكه مىگوييم:
لقمان / ٢٩: «يُولِجُ اللَّيْلَ فِى النَّهارِ وَ يُولِجُ النَّهارَ فِى اللَّيْلِ».
اين يعنى چه، چگونه خدا اين كار را مىكند؟ مسلماً اگر زمين نباشد، روز و شب پديدار نخواهد شد. روز و شب از حركت زمين به وجود مىآيد، چنانكه اگر خورشيد نباشد و تا نور خورشيد به زمين نتابد روز موجود نخواهد بود پس نقش خدا در اينجا چيست؟ در اين سطح كار از زمين و خورشيد است؛ نقش الله در طول اينهاست نه در عرض اينها و نه به جاى اينها. آنجا كه زمين هست و نقشى كه در پديد آوردن روز و شب دارد؛ آنجا جاى خدا نيست. جاى خدا فوق اين است. اوست كه كل هستى را با اراده به وجود مىآورد. ماه و زمين و خورشيد و ستارگان و آسمان و حركات اينها، هستى همه با ارادهى اوست. تأثير اين اراده در پيدايش روز به همان اندازه است كه در پيدايش خود خورشيد و در پيدايش خود زمين. دوام همهى عالم