معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٤ - خدا را تا چه اندازه مي توان شناخت؟
را شعاعى از وجود خدا يافت، [بر حسب تمثيل ناقص و براى تقريب به ذهن] در اينجا علم حضورى به خدا دارد چون ارتباط با ذات خداست.
اما چگونه رابطهاى؟ ما رابطهها را از قبيل روابط مادى مىپنداريم؛ خيال مىكنيم اگر وجود ما با كسى ارتباط داشته باشد ارتباطى است از نوع جسم با جسم! اين محال است. «داخِلٌ فِى الاَْشياءِ لا كَشَىْء فى شَىْء داخِل»[١] اين جور ارتباط نيست، اما يك جور ارتباطىكه اگر ارادهى او نباشد ما هيچيم؛ به عنوان تشبيه ناقص، شبيه آن صورت ذهنىاست كه شما در ذهن خودتان ايجاد مىكنيد. اين صورت ذهنى چگونه رابطهاى با ذهن شما دارد؟ آفريدهى ذهن شماست اما نمىتوان آن را، از ذهن هم جدا كرد. اگر بخواهيد آن را از ذهن جدا كنيد، هيچ، مىشود؛ اصلا قوامش به همين ارتباط با ذهن است؛ اينست كه فلاسفهى بزرگ اسلامى فرمودهاند: وجودهاى اشياء عين ربط است نه اينكه چيزىاست كه داراى ربط است. خود، عين ارتباط است. به هر حال وقتى انسان چنين حالى را در خود بيابد كه دلش پيوسته با خدا باشد، در همان نقطه پيوستگى (البته تعبير نقطه تعبير غلطىاست اما لفط ديگر نداريم) به همان اندازه، ارتباط خود را با خدا مىيابد؛ اما در يك جلوهى بسيار محدود كه همان وجود خودش است اما اينكه بخواهد احاطه بر ذات الهى پيدا كند، حاشا كه موجود امكانى و مخلوقى بتواند چنين معرفتى به ذات خدا پيدا كند. و به عبارت ديگر (شايد اين تعبير هم به ذهنتان آشنا باشد) معرفت به كنه ذات خدا محال است. اما، «معرفت ذات بوجه» از يك دريچهى خاص، از يك ديدگاه محدود و در يك رابطهى محدود؛ ممكن است، ولى اين هم تنها از راه دل حاصل مىشود. عقل حتى در اين حد هم راه ندارد چون عقل فقط كارش درك مفاهيم است. اينجا صحبت از شناخت مصداق است. شناخت خود ذات است پس پاسخ ما به اين سؤال كه آيا ذات الهى قابل شناختن است؟ اينست كه مىگوييم به يك معنى آرى و به يك معنا نه، اگر منظور از شناخت ذات الهى معرفتىاست كه احاطه به ذات الهى داشته باشد؛ معرفت به كنه ذات الهى ابداً ممكن نيست اما اگر منظور از معرفت ذات، معرفتىاست كه از راه دل و با شهود قلبى براى اولياء خدا و عارفان حقيقى حاصل مىشود، امّا معرفتى محدود و در شعاع ارتباط وجودى خود عارف؛ آرى در اين ممكن است. و اما آنچه كه در روايات ذكر شده است كه هرچه را شما تصور كنيد ولو به دقيقترين معانى، آن هم مخلوقىاست مثل شما و
[١] بحار الانوار، ج ٣، ص ٢٧١، حديث ٨.