ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٣ - تجديد سفسطه بازىهاى يونان باستان براى تخليه مغز ساده لوحان در دوران معاصر به وسيله مورتى
كاغذ پارهها و ديگر اشياء را مى برد . بنا بر اين فرض ، تكليف علم كه مبتنى بر درك و شناخت قوانين كلى است چه مى شود . و اگر متعلق هشيارى و توجه فعاليتها و نيروها و پديدههاى درونى است كه از راه حواس يا آزمايشگاهها و تعقل و انديشه بوجود آمدهاند ، مورتى همهء آن امور درونى را خرافات تلقى كرده و زدودن همهء آنها را همان گونه كه در همين عبارات مورد بحث مى بينيد ، سفارش مى كند مورتى مى گويد : « هشيارى نسبت به اين كه چگونه صحبت مى كنيم ، چه مى گوئيم ، چگونه راه مى رويم و چه فكر مى كنيم » حالا اين سؤال پيش مى آيد كه انگيزهء ما از اين كه به امور مزبور ( صحبت ، گفتگو ، تفكر ) هشيار باشيم چيست مسلم است كه انگيزه براى اين هشيارى جز تشخيص صحيح و غلط امور مزبور نيست ، بديهى است كه تشخيص مزبور ناشى از تطبيق قوانين كلى بر آن امور است كه اگر امور مزبور قابل تطبيق بر آن قوانين كلى بود ، آنها صحيح خواهند بود و در غير اين صورت باطل ، با اين تحقيق بايد مورتى بپذيرد كه مغز ما پيش از ارتباط با محسوسات و واقعيات عينى در دو قلمرو انسان و طبيعت ، اصول و قوانينى را دارد كه ملاك صحت و بطلان آن واقعيات و فعاليتهاى درونى مى باشد ، ولى اين درست همان قضيه است كه مورتى منكر آن است .
سه - مى گويد : اين هشيارى و توجه هم مهم است و هم اهميتى ندارد . « زيرا اين كار مانند تميز كردن يك اتاق و مرتب نگهداشتن آن است ، پاك نگهداشتن ذهن به يك معنى بسيار مهم است ، اما از سوى ديگر چندان اهميتى ندارد . اتاق بايد همواره مرتب و تميز باشد ، اما نظم و ترتيب ، در يا پنجره را باز نمى كند » پس هشيارى و توجه هم كارى نمى تواند انجام بدهد ، يعنى نمى تواند براى شما معرفتى را نصيب كند يا باصطلاح اين نويسنده در بصيرت را باز كند . سپس مى گويد : « آنچه كه در را باز مى كند ، خواسته يا اراده شما هم نيست . نمى توانيد چيزى را به آن اتاق جذب كنيد . همهء آنچه كه قادريد